expiates guilt
آفریدن گناه
expiates sins
آفریدن گناهان
expiates wrongs
آفریدن اشتباهات
expiates actions
آفریدن اعمال
expiates mistakes
آفریدن اشتباهات
expiates offenses
آفریدن تخلفات
expiates transgressions
آفریدن تجاوزها
expiates harm
آفریدن آسیب
expiates debts
آفریدن بدهیها
expiates failures
آفریدن شکستها
he believes that charity expiates his past mistakes.
او معتقد است که بخشش اشتباهات گذشته او را جبران میکند.
she hopes that her good deeds will expiate her guilt.
او امیدوار است که اعمال خوبش گناهش را جبران کند.
the ritual is meant to expiate the sins of the community.
این آیین برای جبران گناهان جامعه طراحی شده است.
he works tirelessly to expiate the harm he caused.
او بیوقفه برای جبران آسیبهایی که ایجاد کرده است تلاش میکند.
forgiveness can help expiate feelings of resentment.
بخشش میتواند به جبران احساسات کینه کمک کند.
she believes that honesty expiates her previous lies.
او معتقد است که صداقت دروغهای قبلی او را جبران میکند.
acts of kindness can expiate a troubled past.
اعمال مهربانی میتوانند گذشتهای آشفته را جبران کنند.
the penitent prayer is meant to expiate one's wrongdoings.
نماز توبه برای جبران اعمال نادرست یک فرد طراحی شده است.
he hopes to expiate his mistakes through community service.
او امیدوار است که اشتباهات خود را از طریق خدمات اجتماعی جبران کند.
she believes that love expiates all previous grievances.
او معتقد است که عشق تمام نارضایتیهای قبلی را جبران میکند.
expiates guilt
آفریدن گناه
expiates sins
آفریدن گناهان
expiates wrongs
آفریدن اشتباهات
expiates actions
آفریدن اعمال
expiates mistakes
آفریدن اشتباهات
expiates offenses
آفریدن تخلفات
expiates transgressions
آفریدن تجاوزها
expiates harm
آفریدن آسیب
expiates debts
آفریدن بدهیها
expiates failures
آفریدن شکستها
he believes that charity expiates his past mistakes.
او معتقد است که بخشش اشتباهات گذشته او را جبران میکند.
she hopes that her good deeds will expiate her guilt.
او امیدوار است که اعمال خوبش گناهش را جبران کند.
the ritual is meant to expiate the sins of the community.
این آیین برای جبران گناهان جامعه طراحی شده است.
he works tirelessly to expiate the harm he caused.
او بیوقفه برای جبران آسیبهایی که ایجاد کرده است تلاش میکند.
forgiveness can help expiate feelings of resentment.
بخشش میتواند به جبران احساسات کینه کمک کند.
she believes that honesty expiates her previous lies.
او معتقد است که صداقت دروغهای قبلی او را جبران میکند.
acts of kindness can expiate a troubled past.
اعمال مهربانی میتوانند گذشتهای آشفته را جبران کنند.
the penitent prayer is meant to expiate one's wrongdoings.
نماز توبه برای جبران اعمال نادرست یک فرد طراحی شده است.
he hopes to expiate his mistakes through community service.
او امیدوار است که اشتباهات خود را از طریق خدمات اجتماعی جبران کند.
she believes that love expiates all previous grievances.
او معتقد است که عشق تمام نارضایتیهای قبلی را جبران میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید