expiates

[ایالات متحده]/ˈɛkspieɪts/
[بریتانیا]/ˈɛkspiˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جبران کردن برای خطا

عبارات و ترکیب‌ها

expiates guilt

آفریدن گناه

expiates sins

آفریدن گناهان

expiates wrongs

آفریدن اشتباهات

expiates actions

آفریدن اعمال

expiates mistakes

آفریدن اشتباهات

expiates offenses

آفریدن تخلفات

expiates transgressions

آفریدن تجاوزها

expiates harm

آفریدن آسیب

expiates debts

آفریدن بدهی‌ها

expiates failures

آفریدن شکست‌ها

جملات نمونه

he believes that charity expiates his past mistakes.

او معتقد است که بخشش اشتباهات گذشته او را جبران می‌کند.

she hopes that her good deeds will expiate her guilt.

او امیدوار است که اعمال خوبش گناهش را جبران کند.

the ritual is meant to expiate the sins of the community.

این آیین برای جبران گناهان جامعه طراحی شده است.

he works tirelessly to expiate the harm he caused.

او بی‌وقفه برای جبران آسیب‌هایی که ایجاد کرده است تلاش می‌کند.

forgiveness can help expiate feelings of resentment.

بخشش می‌تواند به جبران احساسات کینه کمک کند.

she believes that honesty expiates her previous lies.

او معتقد است که صداقت دروغ‌های قبلی او را جبران می‌کند.

acts of kindness can expiate a troubled past.

اعمال مهربانی می‌توانند گذشته‌ای آشفته را جبران کنند.

the penitent prayer is meant to expiate one's wrongdoings.

نماز توبه برای جبران اعمال نادرست یک فرد طراحی شده است.

he hopes to expiate his mistakes through community service.

او امیدوار است که اشتباهات خود را از طریق خدمات اجتماعی جبران کند.

she believes that love expiates all previous grievances.

او معتقد است که عشق تمام نارضایتی‌های قبلی را جبران می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید