atony

[ایالات متحده]/ˈætəni/
[بریتانیا]/ˈætoʊni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود تن tone عضلانی یا تنش؛ ضعف؛ اصطلاح پزشکی برای کمبود انقباض طبیعی عضلات، به ویژه در دستگاه گوارش
Word Forms
جمعatonies

عبارات و ترکیب‌ها

bladder atony

بی‌حفظه‌ی مثانه

intestinal atony

بی‌حفظه‌ی روده

gastric atony

بی‌حفظه‌ی معده

uterine atony

بی‌حفظه‌ی رحم

atony following surgery

بی‌حفظه پس از جراحی

treatment for atony

درمان بی‌حفظه

symptoms of atony

علائم بی‌حفظه

causes of atony

علت‌های بی‌حفظه

جملات نمونه

his atony after the long meeting was evident.

شَلختگی او پس از جلسه طولانی آشکار بود.

the doctor noted the patient's atony during the examination.

پزشک شَلختگی بیمار را در طول معاینه یادداشت کرد.

she felt a sense of atony after finishing her project.

او پس از اتمام پروژه خود احساس شَلختگی کرد.

atony can be a sign of underlying health issues.

شَلختگی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشد.

the athlete experienced atony after the intense workout.

ورزشکار پس از تمرین شدید دچار شَلختگی شد.

his atony made it hard for him to concentrate.

شَلختگی او باعث می‌شد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.

after the stressful week, a feeling of atony settled in.

پس از یک هفته پر استرس، احساسی از شَلختگی در او ریشه دواند.

she tried to shake off the atony that had overtaken her.

او سعی کرد شَلختگی که بر او غلبه کرده بود را از خود دور کند.

his atony was a result of lack of sleep.

شَلختگی او نتیجه کمبود خواب بود.

atony can affect both physical and mental performance.

شَلختگی می‌تواند بر عملکرد فیزیکی و ذهنی تأثیر بگذارد.

his atony made it difficult for him to participate in the game.

شَلختگی او باعث می‌شد برایش دشوار باشد در بازی شرکت کند.

she experienced muscle atony after the long surgery.

او پس از جراحی طولانی دچار شَلختگی عضلانی شد.

the doctor explained that atony can lead to serious complications.

پزشک توضیح داد که شَلختگی می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

after the injury, he suffered from temporary atony.

پس از آسیب، او از شَلختگی موقت رنج می‌برد.

atony can be a side effect of certain medications.

شَلختگی می‌تواند یک عارضه جانبی برخی داروها باشد.

regular exercise can help prevent muscle atony.

ورزش منظم می‌تواند به جلوگیری از شَلختگی عضلانی کمک کند.

the patient showed signs of atony during the examination.

بیمار در طول معاینه علائمی از شَلختگی نشان داد.

doctors monitor atony closely in recovery patients.

پزشکان شَلختگی را به دقت در بیماران در حال بهبودی زیر نظر دارند.

she was advised to take supplements to combat atony.

به او توصیه شد مکمل‌هایی برای مقابله با شَلختگی مصرف کند.

atony can affect both physical and mental health.

شَلختگی می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید