attainments

[ایالات متحده]/əˈteɪnmənt/
[بریتانیا]/əˈteɪnmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستاورد، رسیدن به هدف، کسب مهارت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

personal attainment

رسیدن به اهداف شخصی

academic attainment

رسیدن به اهداف علمی

career attainment

رسیدن به اهداف شغلی

educational attainment

سطح تحصیلات

professional attainment

رسیدن به اهداف حرفه‌ای

جملات نمونه

the attainment of corporate aims.

رسیدن به اهداف شرکتی

The attainment of the success is not easy.

رسیدن به موفقیت آسان نیست.

gradations of educational attainment that mirror differences in social background.

درجات تحصیلات که تفاوت در پیشینه اجتماعی را منعکس می کند.

the programmes of study will apply from five years of age, likewise the attainment targets.

برنامه های درسی از سن پنج سالگی اعمال می شود، به همین ترتیب اهداف دستیابی.

We congratulated her upon her attainment to so great an age.

ما او را به خاطر رسیدن به چنین سن بزرگی تبریک گفتیم.

Conclusions: Neuromotor examination can reasonably predict the walking attainment at 18 months corrected age in preterm infants after 9 months.

نتیجه گیری: معاینه عصبی عضلانی می تواند به طور منطقی پیش بینی کند که نوزادان نارس پس از 9 ماه، در سن 18 ماهگی با سن اصلاح شده، به چه میزان توانایی راه رفتن خواهند رسید.

نمونه‌های واقعی

High levels of educational attainment and stable families help in this.

سطح تحصیلات بالا و خانواده‌های باثبات در این امر کمک می‌کنند.

منبع: The Economist - International

Past experience has taught us that certain accomplishments are beyond attainment.

تجربه گذشته به ما نشان داده است که دستاوردها فراتر از دسترس هستند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Their lives depend on the successful attainment of my goal.

زندگی آنها به دستیابی موفقیت آمیز به هدف من بستگی دارد.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Take a look at mathematical attainment by 15 year-olds.

به دستاوردهای ریاضی توسط نوجوانان 15 ساله نگاهی بیندازید.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

The attainment of happiness becomes the ultimate or highest good for Aristotle.

رسیدن به خوشبختی برای ارسطو به بالاترین یا عالی‌ترین خیر تبدیل می‌شود.

منبع: Official Guide to the TOEFL Test

It is, in its implications, to remove all motives for competence, interest in attainment, and regard for posterity.

این به این معناست که تمام انگیزه‌ها برای شایستگی، علاقه به دستیابی و توجه به آیندگان را از بین ببرد.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

He made it a point to enlarge upon my musical attainments.

او به این نکته توجه کرد که درباره دستاوردهای موسیقی من توضیح دهد.

منبع: Twelve Years a Slave

If you lack for physical health, you will find that the attainment of it is conditional on your getting rich.

اگر از سلامت جسمانی برخوردار نیستید، متوجه خواهید شد که دستیابی به آن مشروط به ثروتمند شدن شماست.

منبع: The Lost Wealth Classics

Now he was an athletic man and attained great attainments in astronomy and astrophysics.

او یک مرد ورزشی بود و دستاوردهای بزرگی در زمینه نجوم و اخترفیزیک به دست آورد.

منبع: Pan Pan

It had but one defect — that of attainment.

فقط یک نقص داشت - آن نقص دستیابی بود.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید