attunes

[ایالات متحده]/əˈtjuːn z/
[بریتانیا]/əˈtuːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تنظیم یا همزمان‌سازی کردن تا با چیز دیگری هماهنگ باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

attunes one's senses

تنظیم حواس

attunes to feedback

تنظیم با بازخورد

attunes their instruments

تنظیم سازهای خود

جملات نمونه

she attunes her music to the audience's mood.

او موسیقی خود را با حال و هوای مخاطبان هماهنگ می‌کند.

the teacher attunes her lessons to the students' needs.

معلم درس‌های خود را با نیازهای دانش‌آموزان هماهنگ می‌کند.

he attunes himself to the rhythm of the city.

او خود را با ریتم شهر هماهنگ می‌کند.

she attunes her music to the emotions of the audience.

او موسیقی خود را با احساسات مخاطبان هماهنگ می‌کند.

he attunes himself to the rhythm of nature.

او خود را با ریتم طبیعت هماهنگ می‌کند.

yoga helps me attune my body and mind.

یوگا به من کمک می‌کند تا بدن و ذهن خود را هماهنگ کنم.

the therapist attunes to her client's needs.

درمانگر به نیازهای مراجع خود توجه می‌کند.

the therapist attunes her approach to each client's situation.

درمانگر رویکرد خود را با توجه به شرایط هر مشتری تنظیم می‌کند.

she attunes her voice to match the song's emotion.

او صدای خود را با احساسات آهنگ هماهنگ می‌کند.

they attune their strategies to market trends.

آنها استراتژی‌های خود را با روند بازار هماهنگ می‌کنند.

he attunes his performance to the expectations of the audience.

او اجرای خود را با انتظارات مخاطبان هماهنگ می‌کند.

the artist attunes her brush strokes to the canvas.

هنرمند ضربات قلم‌مو خود را با بوم هماهنگ می‌کند.

the team attunes their strategy to the competition's strengths.

تیم استراتژی خود را با نقاط قوت رقبا هماهنگ می‌کند.

he attunes his voice to the melody of the song.

او صدای خود را با ملودی آهنگ هماهنگ می‌کند.

she attunes her schedule to fit her family's needs.

او برنامه خود را با توجه به نیازهای خانواده‌اش تنظیم می‌کند.

the team attunes to each other's strengths.

تیم به نقاط قوت یکدیگر توجه می‌کند.

he attunes his listening skills to better understand others.

او مهارت‌های شنیداری خود را برای درک بهتر دیگران تقویت می‌کند.

the teacher attunes her lesson plans to student interests.

معلم برنامه‌های درس خود را با توجه به علایق دانش‌آموزان تنظیم می‌کند.

she attunes her lifestyle to her health goals.

او سبک زندگی خود را با اهداف سلامتی خود هماهنگ می‌کند.

he attunes his workout routine to his energy levels.

او روتین تمرینی خود را با توجه به سطح انرژی خود تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید