roasting aubergines
کباب کردن بادمجان
fried aubergines
بادمجان سرخ شده
grilled aubergines
بادمجان کبابی
stuffed aubergines
بادمجان پر
buying aubergines
خریدن بادمجان
love aubergines
عشق به بادمجان
making aubergines
تهیه بادمجان
delicious aubergines
بادمجان خوشمزه
fresh aubergines
بادمجان تازه
adding aubergines
اضافه کردن بادمجان
i roasted the aubergines with a little olive oil and herbs.
من بادمجانها را با کمی روغن زیتون و گیاهان معطر کباب کردم.
she added diced aubergines to the spicy tomato sauce.
او بادمجانهای خرد شده را به سس گوجه تند اضافه کرد.
the market stall was overflowing with beautiful aubergines.
میز بازار پر از بادمجانهای زیبا بود.
we enjoyed a delicious moussaka with layers of aubergines.
ما از یک موساکای خوشمزه با لایههای بادمجان لذت بردیم.
he carefully sliced the aubergines for the baba ghanoush.
او به دقت بادمجانها را برای بابا گانوش برش زد.
the aubergines were perfectly grilled, smoky and tender.
بادمجانها به خوبی کبابی شده بودند، دوددار و لطیف.
she stir-fried the aubergines with garlic and ginger.
او بادمجانها را با سیر و زنجبیل تفت داد.
the recipe called for two large aubergines and some onions.
دستور غذا نیاز به دو عدد بادمجان بزرگ و مقداری پیاز داشت.
he bought fresh aubergines at the local farmer's market.
او بادمجانهای تازه را از بازار محلی کشاورزان خرید.
she stuffed the aubergines with a savory rice filling.
او بادمجانها را با یک مواد میانی برنجی خوش طعم پر کرد.
the children loved the creamy aubergine and potato gratin.
بچه ها عاشق گراتن خامهای بادمجان و سیب زمینی بودند.
roasting aubergines
کباب کردن بادمجان
fried aubergines
بادمجان سرخ شده
grilled aubergines
بادمجان کبابی
stuffed aubergines
بادمجان پر
buying aubergines
خریدن بادمجان
love aubergines
عشق به بادمجان
making aubergines
تهیه بادمجان
delicious aubergines
بادمجان خوشمزه
fresh aubergines
بادمجان تازه
adding aubergines
اضافه کردن بادمجان
i roasted the aubergines with a little olive oil and herbs.
من بادمجانها را با کمی روغن زیتون و گیاهان معطر کباب کردم.
she added diced aubergines to the spicy tomato sauce.
او بادمجانهای خرد شده را به سس گوجه تند اضافه کرد.
the market stall was overflowing with beautiful aubergines.
میز بازار پر از بادمجانهای زیبا بود.
we enjoyed a delicious moussaka with layers of aubergines.
ما از یک موساکای خوشمزه با لایههای بادمجان لذت بردیم.
he carefully sliced the aubergines for the baba ghanoush.
او به دقت بادمجانها را برای بابا گانوش برش زد.
the aubergines were perfectly grilled, smoky and tender.
بادمجانها به خوبی کبابی شده بودند، دوددار و لطیف.
she stir-fried the aubergines with garlic and ginger.
او بادمجانها را با سیر و زنجبیل تفت داد.
the recipe called for two large aubergines and some onions.
دستور غذا نیاز به دو عدد بادمجان بزرگ و مقداری پیاز داشت.
he bought fresh aubergines at the local farmer's market.
او بادمجانهای تازه را از بازار محلی کشاورزان خرید.
she stuffed the aubergines with a savory rice filling.
او بادمجانها را با یک مواد میانی برنجی خوش طعم پر کرد.
the children loved the creamy aubergine and potato gratin.
بچه ها عاشق گراتن خامهای بادمجان و سیب زمینی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید