auspicating

[ایالات متحده]/ɔːˈspɪsɪˌkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/awˈspɪsɪˌkeɪtɪŋ/

ترجمه

vبه چیزی با امید یا انتظار نگاه کردن؛ به چیزی به طور مثبت نگاه کردن؛ مراسمی را برای نشان دادن آغاز چیزی، مانند یک رویداد یا پروژه برگزار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

auspicating success

حامی کامیابی

auspicating good fortune

حامی خوش شانسی

auspicating their marriage

حامی ازدواج آنها

جملات نمونه

his auspicating remarks set a positive tone for the meeting.

اظهارات امیدوارکننده او فضایی مثبت برای جلسه ایجاد کرد.

she is auspicating the success of the new project.

او امیدوار است پروژه جدید با موفقیت به پایان برسد.

the auspicious signs were auspicating a good harvest this year.

نشانه‌های خوب نشان می‌دادند که امسال برداشت خوبی خواهیم داشت.

they are auspicating a bright future for the company.

آنها امیدوارند آینده روشنی برای شرکت رقم بخورد.

his auspicating vision inspired the team to work harder.

چشم‌انداز امیدوارکننده او باعث شد تیم سخت‌تر کار کند.

the festival was auspicating the arrival of spring.

جشنواره نشان‌دهنده ورود بهار بود.

her auspicating words gave everyone hope.

کلمات امیدوارکننده او به همه امید داد.

they are auspicating the launch of their new product.

آنها امیدوارند که محصول جدید خود را راه اندازی کنند.

the ceremony was auspicating a new beginning for the community.

این مراسم نشان‌دهنده شروعی دوباره برای جامعه بود.

his auspicating attitude made a difference in the project.

نگاه مثبت او در پروژه تفاوت ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید