dreading

[ایالات متحده]/ˈdrɛdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdrɛdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ترسیدن یا از چیزی وحشت داشتن
n. عمل ترسیدن یا نگران بودن

عبارات و ترکیب‌ها

dreading the exam

ترسیدن از امتحان

dreading the meeting

ترسیدن از جلسه

dreading the weekend

ترسیدن از آخر هفته

dreading the results

ترسیدن از نتایج

dreading the call

ترسیدن از تماس تلفنی

dreading the news

ترسیدن از اخبار

dreading the interview

ترسیدن از مصاحبه

dreading the deadline

ترسیدن از مهلت

dreading the presentation

ترسیدن از ارائه

dreading the flight

ترسیدن از پرواز

جملات نمونه

i am dreading my upcoming exam.

من نگران امتحان پیش رویم هستم.

she is dreading the long flight ahead.

او نگران پرواز طولانی پیش رویش است.

he is dreading the meeting with his boss.

او نگران ملاقات با رئیسش است.

they are dreading the cold winter months.

آنها نگران ماه‌های سرد زمستان هستند.

i'm dreading the dentist appointment tomorrow.

من نگران قرار دندانپزشکی فردا هستم.

she is dreading the thought of moving again.

او نگران این فکر است که دوباره نقل مکان کند.

he is dreading the family gathering this weekend.

او نگران دورهمی خانوادگی این آخر هفته است.

we are dreading the final exams next month.

ما نگران امتحانات نهایی ماه آینده هستیم.

i'm dreading the conversation with my friend.

من نگران صحبت با دوستم هستم.

she is dreading the results of her job interview.

او نگران نتایج مصاحبه شغلی‌اش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید