foreseeing

[ایالات متحده]/fɔːˈsiːɪŋ/
[بریتانیا]/fɔrˈsiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پیش بینی یا انتظار وقوع رویدادهای آینده

عبارات و ترکیب‌ها

foreseeing problems

پیش‌بینی مشکلات

foreseeing changes

پیش‌بینی تغییرات

foreseeing challenges

پیش‌بینی چالش‌ها

foreseeing risks

پیش‌بینی خطرات

foreseeing trends

پیش‌بینی روندها

foreseeing outcomes

پیش‌بینی نتایج

foreseeing opportunities

پیش‌بینی فرصت‌ها

foreseeing events

پیش‌بینی رویدادها

foreseeing needs

پیش‌بینی نیازها

foreseeing solutions

پیش‌بینی راه‌حل‌ها

جملات نمونه

foreseeing the future is not an easy task.

پیش‌بینی آینده کار آسانی نیست.

she has a talent for foreseeing potential problems.

او استعداد پیش‌بینی مشکلات احتمالی را دارد.

foreseeing the consequences of our actions is important.

پیش‌بینی عواقب اقدامات ما مهم است.

he is known for foreseeing market trends.

او به خاطر پیش‌بینی روند بازار شناخته شده است.

foreseeing challenges can help us prepare better.

پیش‌بینی چالش‌ها می‌تواند به ما کمک کند بهتر آماده شویم.

foreseeing the needs of customers is key to success.

پیش‌بینی نیازهای مشتریان کلید موفقیت است.

she prides herself on foreseeing opportunities for growth.

او به پیش‌بینی فرصت‌های رشد افتخار می‌کند.

foreseeing changes in technology can give us an advantage.

پیش‌بینی تغییرات در فناوری می‌تواند به ما برتری دهد.

he is skilled at foreseeing the effects of climate change.

او در پیش‌بینی اثرات تغییرات آب و هوایی ماهر است.

foreseeing the impact of our decisions is crucial.

پیش‌بینی تأثیر تصمیمات ما بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید