auspiciousness

[ایالات متحده]/ɔːˈspɪʃəsnɛs/
[بریتانیا]/awˈspɪʃəsnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مطلوب یا نویدبخش موفقیت؛ شانس خوب

عبارات و ترکیب‌ها

an auspiciousness ceremony

جشنواره‌ای با سرآغاز نیک

radiating with auspiciousness

با سرآغاز نیک درخشیدن

bringing good auspiciousness

آورنده خوشی و سرآغاز نیک

جملات نمونه

many cultures believe that auspiciousness brings good fortune.

بسیاری از فرهنگ‌ها معتقدند که سرشناسی برای خوش‌شانسی به ارمغان می‌آورد.

the auspiciousness of the date was chosen for the wedding.

سرشناسی تاریخ برای عروسی انتخاب شد.

he always seeks auspiciousness in his business ventures.

او همیشه به دنبال سرشناسی در سرمایه‌گذاری‌های تجاری خود است.

the ceremony was filled with symbols of auspiciousness.

آیین با نمادهای سرشناسی پر شده بود.

they performed rituals to invite auspiciousness into their home.

آنها مناسک انجام دادند تا سرشناسی را به خانه‌شان دعوت کنند.

in many traditions, colors are associated with auspiciousness.

در بسیاری از سنت‌ها، رنگ‌ها با سرشناسی مرتبط هستند.

finding auspiciousness in everyday life can enhance happiness.

پیدا کردن سرشناسی در زندگی روزمره می‌تواند شادی را افزایش دهد.

the auspiciousness of the lunar calendar is often consulted.

اغلب به سرشناسی تقویم قمری مشورت می‌شود.

they believe that auspiciousness can be cultivated through positive actions.

آنها معتقدند که می‌توان سرشناسی را از طریق اقدامات مثبت به دست آورد.

auspiciousness is often reflected in the decorations of festivals.

سرشناسی اغلب در تزئینات جشنواره‌ها منعکس می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید