autoimmunities

[ایالات متحده]/ˌɔːtəʊɪmjuˈnɪtiːz/
[بریتانیا]/ˌoʊtoʊɪmjunˈɪtiːz/

ترجمه

n. وضعیت داشتن یک بیماری یا اختلال خودایمنی؛ حالتی که در آن سیستم ایمنی بدن به بافت‌ها و سلول‌های خود حمله می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

autoimmunities and allergies

بیمونی‌های خودایمنی و آلرژی

جملات نمونه

autoimmunities can lead to various health complications.

می‌تواند منجر به عوارض مختلف سلامتی شود.

understanding autoimmunities is essential for effective treatment.

درک خودایمنی برای درمان موثر ضروری است.

many people suffer from different types of autoimmunities.

بسیاری از افراد از انواع مختلف خودایمنی رنج می برند.

research on autoimmunities has increased in recent years.

تحقیقات در مورد خودایمنی در سال های اخیر افزایش یافته است.

autoimmunities can affect multiple organs in the body.

خودایمنی می‌تواند اندام‌های متعددی در بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

there are various treatments available for managing autoimmunities.

درمان های مختلف برای مدیریت خودایمنی در دسترس است.

autoimmunities often require a multidisciplinary approach for management.

خودایمنی اغلب نیاز به یک رویکرد چند رشته ای برای مدیریت دارد.

symptoms of autoimmunities can vary significantly from person to person.

علائم خودایمنی می تواند به طور قابل توجهی از شخص به شخص دیگر متفاوت باشد.

early diagnosis of autoimmunities can improve patient outcomes.

تشخیص زودهنگام خودایمنی می تواند نتایج بیمار را بهبود بخشد.

living with autoimmunities requires lifestyle adjustments and support.

زندگی با خودایمنی نیاز به تغییرات و حمایت در سبک زندگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید