automates

[ایالات متحده]/ɔːtəˈmeɪts/
[بریتانیا]/ˌɔːtəmˈeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود یا سبب می‌شود چیزی به طور خودکار عمل کند.

عبارات و ترکیب‌ها

automates the process

خودکارسازی فرآیند

automates tasks efficiently

وظایف را به طور کارآمد خودکار می کند

automates data entry

وارد کردن داده ها را خودکار می کند

automates customer service

خدمات مشتری را خودکار می کند

automates report generation

ایجاد گزارش را خودکار می کند

automates email marketing

بازاریابی ایمیل را خودکار می کند

automates inventory management

مدیریت موجودی را خودکار می کند

automates payment processing

پردازش پرداخت را خودکار می کند

automates scheduling appointments

برنامه ریزی قرار ملاقات را خودکار می کند

automates tasks

وظایف را خودکار می کند

automates online payments

پرداخت های آنلاین را خودکار می کند

automates order fulfillment

اجرای سفارش را خودکار می کند

جملات نمونه

our new software automates the invoicing process.

نرم‌افزار جدید ما، فرآیند صدور صورت‌حساب را خودکار می‌کند.

the system automates routine tasks to save time.

این سیستم وظایف روتین را برای صرفه‌جویی در زمان خودکار می‌کند.

he automates data entry to improve efficiency.

او ورود داده‌ها را برای بهبود کارایی خودکار می‌کند.

this tool automates the backup of your files.

این ابزار پشتیبان‌گیری از فایل‌های شما را خودکار می‌کند.

she automates email responses for customer support.

او پاسخ‌های ایمیل را برای پشتیبانی مشتری خودکار می‌کند.

the program automates testing for software development.

این برنامه تست را برای توسعه نرم‌افزار خودکار می‌کند.

our platform automates marketing campaigns efficiently.

پلتفرم ما کمپین‌های بازاریابی را به طور کارآمد خودکار می‌کند.

he automates the scheduling of team meetings.

او زمان‌بندی جلسات تیمی را خودکار می‌کند.

this application automates inventory management.

این برنامه مدیریت موجودی را خودکار می‌کند.

the robot automates assembly line processes.

ربات فرآیندهای خط تولید را خودکار می‌کند.

the software automates repetitive tasks to save time.

نرم‌افزار وظایف تکراری را برای صرفه‌جویی در زمان خودکار می‌کند.

our new system automates the billing process efficiently.

سیستم جدید ما فرآیند صدور صورت‌حساب را به طور کارآمد خودکار می‌کند.

this tool automates data entry, reducing human error.

این ابزار ورود داده‌ها را خودکار می‌کند و خطای انسانی را کاهش می‌دهد.

the factory automates production, increasing output significantly.

کارخانه تولید را خودکار می‌کند و به طور قابل توجهی خروجی را افزایش می‌دهد.

she uses software that automates her email responses.

او از نرم‌افزاری استفاده می‌کند که پاسخ‌های ایمیل او را خودکار می‌کند.

the new program automates inventory management for retailers.

برنامه جدید مدیریت موجودی را برای خرده‌فروشان خودکار می‌کند.

he developed a system that automates customer support.

او سیستمی را توسعه داد که پشتیبانی مشتری را خودکار می‌کند.

this app automates social media posting for businesses.

این برنامه پست رسانه‌های اجتماعی را برای کسب و کارها خودکار می‌کند.

the integration automates workflow, enhancing productivity.

ادغام گردش کار را خودکار می‌کند و بهره‌وری را افزایش می‌دهد.

our technology automates the analysis of large data sets.

فناوری ما تجزیه و تحلیل مجموعه‌های داده بزرگ را خودکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید