avalanching

[ایالات متحده]/əˈvælənʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˌævəlænʃɪŋ/

ترجمه

v. عمل حرکت یا سقوط مانند یک بهمن.
adj. مشخصه ای از نزول سریع و فراگیر، مانند یک بهمن.

عبارات و ترکیب‌ها

avalanching orders

هجوم سفارش‌ها

avalanching requests

هجوم درخواست‌ها

avalanching information

هجوم اطلاعات

avalanching popularity

هجوم محبوبیت

avalanching support

هجوم پشتیبانی

avalanching changes

هجوم تغییرات

avalanching feedback

هجوم بازخورد

جملات نمونه

the snow is avalanching down the mountain.

برف در حال ریزش از کوه است.

we need to be careful of avalanching in this area.

ما باید در این منطقه در مورد ریزش برف مراقب باشیم.

avalanching can occur after heavy snowfall.

ریزشی برف ممکن است پس از بارش برف سنگین رخ دهد.

the experts warned about the risk of avalanching.

متخصصان در مورد خطر ریزش برف هشدار دادند.

they were trapped by the avalanching snow.

آنها در برف در حال ریزش گرفتار شدند.

the sound of avalanching snow echoed in the valley.

صدای برف در حال ریزش در دره طنین انداز شد.

we witnessed the avalanching rocks during our hike.

ما سنگ‌های در حال ریزش را در حین پیاده‌روی خود مشاهده کردیم.

avalanching can be deadly if precautions are not taken.

اگر اقدامات احتیاطی انجام نشود، ریزش برف می تواند کشنده باشد.

the avalanche warning system helps prevent avalanching incidents.

سیستم هشدار ریزش برف به جلوگیری از حوادث ریزش برف کمک می کند.

they were trained to recognize signs of avalanching.

آنها آموزش دیده بودند که علائم ریزش برف را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید