avengements

[ایالات متحده]/əˈvɛndʒmənts/
[بریتانیا]/əˈvenʤmənts/

ترجمه

n. عمل انتقام گرفتن از کسی به خاطر یک اشتباه یا آسیب؛ مجازات.

جملات نمونه

he sought avengements for the wrongs done to his family.

او به دنبال انتقام برای اشتباهاتی بود که با خانواده‌اش انجام شده بود.

the avengements were swift and ruthless.

انتقام‌ها سریع و بی‌رحمانه بود.

she believed in the power of avengements to restore justice.

او به قدرت انتقام برای بازگرداندن عدالت اعتقاد داشت.

his avengements were fueled by anger and betrayal.

انتقام‌های او با خشم و خیانت تقویت می‌شد.

they plotted their avengements carefully over the years.

آنها سال‌ها با دقت انتقام خود را برنامه‌ریزی کردند.

the story revolves around themes of avengements and redemption.

داستان حول محور مضامین انتقام و رستگاری می‌چرخد.

avengements can often lead to a cycle of violence.

انتقام‌ها اغلب می‌توانند منجر به چرخه خشونت شوند.

he was consumed by thoughts of avengements against his enemies.

او با افکار انتقام علیه دشمنانش غرق شده بود.

her avengements were seen as a necessary evil.

انتقام‌های او به عنوان یک شر ضروری تلقی می‌شد.

in the end, the avengements brought no peace.

در نهایت، انتقام‌ها هیچ صلح و آرامشی به ارمغان نیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید