aviophobic

[ایالات متحده]/[ˌeɪviˈɒfɪk]/
[بریتانیا]/[ˌeɪviˈoʊfɪk]/

ترجمه

adj. داشتن ترس مداوم و غیرمنطقی از پرواز؛ مربوط به یا ویژگی‌های واوی‌فوبیا.

عبارات و ترکیب‌ها

aviophobic tendencies

Persian_translation

being aviophobic

Persian_translation

aviophobic person

Persian_translation

severely aviophobic

Persian_translation

became aviophobic

Persian_translation

quite aviophobic

Persian_translation

an aviophobic reaction

Persian_translation

aviophobic and anxious

Persian_translation

feeling aviophobic

Persian_translation

is aviophobic

Persian_translation

جملات نمونه

she is severely aviophobic and refuses to fly in any aircraft.

او به شدت از پرواز می‌ترسد و از پرواز با هیچ هواپیمانی امتناع می‌کند.

his aviophobic tendencies made traveling difficult for the whole family.

گرایش‌های او به ترس از پرواز باعث می‌شد سفر برای کل خانواده دشوار باشد.

the therapist suggested exposure therapy to help him overcome his aviophobic fears.

درمانگر درمان قرار گرفتن در معرض را برای کمک به او در غلبه بر ترس‌های ناشی از ترس از پرواز پیشنهاد کرد.

despite the comfortable seats, she remained stubbornly aviophobic.

با وجود صندلی‌های راحت، او همچنان به طور سرسختانه از پرواز می‌ترسید.

he's so aviophobic that he prefers long drives over flying.

او آنقدر از پرواز می‌ترسد که ترجیح می‌دهد رانندگی طولانی را به پرواز ترجیح دهد.

understanding her aviophobic nature helped us plan a ground-based vacation.

درک طبیعت ترس او از پرواز به ما کمک کرد تا یک تعطیلات زمینی برنامه‌ریزی کنیم.

the child's aviophobic reaction was upsetting to witness during takeoff.

واکنش ترسناک کودک در هنگام برخاستن ناراحت‌کننده بود.

many people are mildly aviophobic, but his case is quite extreme.

بسیاری از مردم به طور خفیف ترس از پرواز دارند، اما مورد او بسیار شدید است.

she's actively seeking ways to manage her aviophobic anxiety before the trip.

او به طور فعال در تلاش است تا راه‌هایی برای مدیریت اضطراب ناشی از ترس او از پرواز قبل از سفر پیدا کند.

his aviophobic condition significantly impacted his career opportunities.

وضعیت ترس او از پرواز به طور قابل توجهی بر فرصت‌های شغلی او تأثیر گذاشت.

the pilot tried to reassure the visibly aviophobic passenger.

خلبان سعی کرد مسافر ترسناک را به طور آشکار دلگرم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید