avouches

[ایالات متحده]/əˈvʌtʃɪz/
[بریتانیا]/əˈvʌtʃiz/

ترجمه

vi. برای دادن یک تضمین یا پیمان جدی
vt. برای اظهارنظر چیزی با اطمینان یا جدیت؛ برای تأیید قوی

عبارات و ترکیب‌ها

avouches the claim

تایید ادعا

avouches his innocence

تایید بی‌گناهی او

جملات نمونه

he avouches his loyalty to the team.

او به وفاداری خود به تیم قسم می‌خورد.

the expert avouches the authenticity of the artifact.

متخصص اصالت شی را تأیید می‌کند.

she avouches her commitment to the project.

او متعهد بودن خود به پروژه را تأیید می‌کند.

the witness avouches the events of that night.

شهود وقایع آن شب را تأیید می‌کند.

he avouches that he will finish the work on time.

او قول می‌دهد که کار را به موقع تمام خواهد کرد.

they avouch their support for the new policy.

آنها از حمایت خود از سیاست جدید تأیید می‌کنند.

the teacher avouches her students' abilities.

معلم توانایی‌های دانش‌آموزان خود را تأیید می‌کند.

she avouches the importance of education.

او اهمیت آموزش را تأیید می‌کند.

he avouches his right to speak freely.

او حق خود برای صحبت آزادانه را تأیید می‌کند.

the report avouches the findings of the research.

گزارش یافته‌های تحقیق را تأیید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید