aw

[ایالات متحده]/ɔː/
[بریتانیا]/ɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. اوه! ابراز اعتراض، تنفر، نارضایتی و غیره.
Word Forms
جمعaws
شکل سوم شخص مفردaws

عبارات و ترکیب‌ها

aw, shucks

وای، ای وای

aw, snap

وای، چه باحال

aw, man

وای، مرد

aw, nuts

وای، اجی

aw, shoot

وای، لعنتی

aw, darn

وای، لعنتی

aw, geez

وای، خدای من

aw, heck

وای، ای وای

aw, rats

وای، چه بد

جملات نمونه

The puppy's cute antics made everyone in the room go 'aww'.

رفتار‌های بامزه توله سگ باعث شد همه در اتاق با وجد و شعف بگويند «اوه».

The baby's laughter was so infectious, it made everyone around him go 'aw'.

خنده نوزاد به قدری مسری بود که باعث شد همه اطرافیان با وجد و شعف بگويند «اوه».

Seeing the elderly couple holding hands and walking slowly down the street made me go 'aw'.

دیدن زوج مسنی که دست در دست هم به آرامی در خیابان قدم می‌زدند، باعث شد من با وجد و شعف بگویم «اوه».

The little girl's heartfelt thank you note was met with a chorus of 'awws' from her classmates.

نامه تشکر صمیمانه دختربچه با استقبالی از «اوه»های کلاسی همراه بود.

The romantic movie ending was so sweet that it elicited an 'aw' from the audience.

پایان عاشقانه فیلم بسیار شیرین بود که باعث شد تماشاگران با وجد و شعف بگوید «اوه».

The sight of the newborn baby sleeping peacefully in the crib made everyone in the family go 'aww'.

دیدن نوزاد تازه متولد شده که به آرامی در گهواره می‌خوابید، باعث شد همه اعضای خانواده با وجد و شعف بگويند «اوه».

The surprise proposal at the restaurant made the diners around them go 'aw' in unison.

پیشنهاد غیرمنتظره در رستوران باعث شد همه غذا خوردن‌ها با وجد و شعف به طور همزمان بگوید «اوه».

The little boy's attempt to tie his own shoes was met with an encouraging 'aw' from his parents.

تلاش پسر کوچولو برای بستن کفشش با تشویق «اوه» از والدینش همراه بود.

The heartwarming reunion of the long-lost siblings brought tears and 'awws' to everyone present.

بازگشت دلگرم کننده خواهر و برادری که سال‌ها از هم دور بودند، باعث شد اشک و «اوه» برای همه حاضرین وجود داشته باشد.

The adorable kitten playing with a ball of yarn was enough to make anyone go 'aw' with delight.

گربه کوچک دوست داشتنی که با یک گلوله نخ بازی می‌کرد، برای هر کسی کافی بود تا با وجد و شعف بگوید «اوه».

نمونه‌های واقعی

The last sound is 'aw' and the next sound is 'aw' as well, 'office'.

آخرین صدا 'aw' است و صدای بعدی نیز 'aw' است، 'office'.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Aw. Aw I didn't even had my first kissuntil I was 18.

aw. aw من حتی اولین بوسه ام را تا زمانی که 18 ساله شدم نداشتم.

منبع: Desperate Housewives Season 2

Aw, man. Why is the slide closed?

اوه، مرد. چرا سرسره بسته است؟

منبع: We Bare Bears

Aw, thanks, Jay. - He didn't mean it!

اوه، متشکرم جی. - منظورش این نبود!

منبع: Modern Family - Season 05

Well, we were right. - Aw, yeah.

خب، ما درست می گفتیم. - اوه، آره.

منبع: Modern Family - Season 03

" Aw, shut up, " said the man.

" اوه، خفه شو، " مرد گفت.

منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1

Aw, man, this is a really good looking phone.

اوه، مرد، این یک گوشی واقعا خوب به نظر می رسد.

منبع: Trendy technology major events!

Aw, man! Will the shark eat her?

اوه، مرد! آیا کوسه او را خواهد خورد؟

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

Aw! - Okay, back to the script.

اوه! - باشه، برگردیم به فیلمنامه.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Aw, dang. Oh. There. Nobody will notice.

اوه، لعنتی. اوه. آنجا. هیچ کس متوجه نخواهد شد.

منبع: We Bare Bears

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید