babus

[ایالات متحده]/ˈbæbəs/
[بریتانیا]/ˈbɑːbəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آقای هندی; عضوی از جنس *Babus* (ماهی); نوعی ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

a babu's word

کلمه بابا

جملات نمونه

many babus work in government offices.

بسیاری از बाबूها در ادارات دولتی کار می کنند.

she is known for her connections with babus.

او به خاطر ارتباطاتش با बाबूها شناخته شده است.

babus often influence policy decisions.

बाबूها اغلب بر تصمیمات سیاست گذاری تأثیر می گذارند.

he was once a babu in the local administration.

او زمانی बाबू در اداره محلی بود.

babus are often seen in formal attire.

बाबूها اغلب با لباس رسمی دیده می شوند.

she consulted with babus regarding the project.

او در مورد پروژه با बाबूها مشورت کرد.

babus play a crucial role in governance.

बाबूها نقش مهمی در حکومت ایفا می کنند.

many babus have a deep understanding of the law.

بسیاری از बाबूها درک عمیقی از قانون دارند.

his father was a babu before retiring.

پدرش قبل از بازنشستگی बाबू بود.

networking with babus can be beneficial for your career.

ارتباط با बाबूها می تواند برای شغل شما مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید