babytalk

[ایالات متحده]/ˈbeɪbi-tɔːk/
[بریتانیا]/ˈbeɪbi-tɔːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گویش یا صداهای نامشخص کودکان؛ گویش نابالغ؛ نحوه ساده و تکراری گفتار بالغان به نوزادان
v. گفتار کردن به شیوه نابالغ یا ساده؛ گفتار کردن به کسی به گونه‌ای که به یک نوزاد گفته می‌شود؛ ترغیب یا آرام دل کردن
شکل‌های واژه
جمعbabytalks

عبارات و ترکیب‌ها

stop babytalk

پرستاری بچه‌گو

no babytalk

بدون پرستاری بچه‌گو

using babytalk

استفاده از پرستاری بچه‌گو

babytalk phase

مرحله پرستاری بچه‌گو

babytalk words

کلمات پرستاری بچه‌گو

sweet babytalk

پرستاری بچه‌گو شیرین

babytalking

پرستاری بچه‌گو کردن

babytalked

پرستاری بچه‌گو شده

جملات نمونه

does baby want a bottle?

آیا بچه می‌خواهد شیر بخورد؟

time for nappy change!

زمان تغییر دستکش فرآورده شده است!

googoo ga ga!

گوگو گا گا!

look at those cute little tootsies!

نگاه کن به آن پایچیزهای خوشگل!

who's a clever boy?

کی یک پسر باهوش است؟

time to wind the baby down for bed.

زمان آماده‌سازی بچه برای خواب است.

look at the choo-choo train!

نگاه کن به قطار چو-چو!

shall we make a poopy?

آیا ما یک پوپی می‌سازیم؟

don't cry, sweetie pie.

نکرد، نان‌سوز عزیز.

are you getting sleepy?

آیا شما خوابیدن می‌کنید؟

look at the moo-cow!

نگاه کن به گاو موه!

yummy yummy in my tummy!

خوشمزه، خوشمزه در شکم من!

upsey daisy!

اُپسی دایزی!

gentle with the kitty cat.

نرم با گربه باش.

let's put on your jammies.

بیایید جاکت‌های شما را بپوشیم.

wave bye-bye to grandma.

دست بزن به نانی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید