bachelorhoods

[ایالات متحده]/ˈbætʃələhʊdz/
[بریتانیا]/ˈbækʃəlˌhʊdz/

ترجمه

n. وضعیت مجرد بودن، به ویژه یک مرد؛ دوره‌ای از زمان که به عنوان یک شخص مجرد سپری می‌شود.

جملات نمونه

many people cherish their bachelorhoods before settling down.

بسیاری از افراد دوران مجردی خود را قبل از آرام گرفتن گرامی می‌دارند.

he often reminisces about the adventures of his bachelorhood.

او اغلب به ماجراهای دوران مجردی خود فکر می‌کند.

some believe that bachelorhoods allow for personal growth.

برخی معتقدند که دوران مجردی به رشد شخصی اجازه می‌دهد.

her friends encouraged her to enjoy her bachelorhood.

دوستانش تشویقش کردند تا از دوران مجردی خود لذت ببرد.

he often jokes about the freedom of bachelorhoods.

او اغلب در مورد آزادی دوران مجردی شوخی می‌کند.

they planned a trip to celebrate their bachelorhoods.

آنها برای بزرگداشت دوران مجردی خود یک سفر برنامه‌ریزی کردند.

many bachelorhoods are filled with spontaneous decisions.

بسیاری از دوران‌های مجردی با تصمیمات خودجوش پر می‌شوند.

he learned valuable lessons during his bachelorhood.

او درس‌های ارزشمندی در طول دوران مجردی خود آموخت.

they often discuss the challenges of bachelorhoods.

آنها اغلب در مورد چالش‌های دوران مجردی صحبت می‌کنند.

her bachelorhood was a time of exploration and self-discovery.

دوران مجردی او زمانی برای اکتشاف و کشف خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید