backbeat

[ایالات متحده]/ˈbækbiːt/
[بریتانیا]/ˈbækˌbiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه قوی و منظم در یک قطعه موسیقی، معمولاً در ژانرهای راک یا جاز؛ ضربه قوی و منظم در یک قطعه موسیقی، معمولاً در ژانرهای راک یا پاپ.
Word Forms
جمعbackbeats

عبارات و ترکیب‌ها

catch the backbeat

گرفتن ریتم پس‌زمینه

feel the backbeat

احساس کردن ریتم پس‌زمینه

emphasize the backbeat

تاکید بر ریتم پس‌زمینه

a driving backbeat

یک ریتم پس‌زمینه محرک

the insistent backbeat

ریتم پس‌زمینه اصراری

جملات نمونه

the drummer set a strong backbeat for the band.

درامر یک ریتم پس‌زمینه قوی برای گروه تنظیم کرد.

we danced to the infectious backbeat of the music.

ما به ریتم پس‌زمینه اعتیادآور موسیقی رقصیدیم.

a good backbeat can elevate any song.

یک ریتم پس‌زمینه خوب می‌تواند هر آهنگی را ارتقا دهد.

the backbeat drives the energy of the performance.

ریتم پس‌زمینه انرژی اجرا را هدایت می‌کند.

they added a backbeat to make the track more lively.

آنها یک ریتم پس‌زمینه اضافه کردند تا قطعه را زنده تر کنند.

his guitar riffs complemented the backbeat perfectly.

ریدهای گیتار او به طور کامل ریتم پس‌زمینه را تکمیل کردند.

the backbeat is essential in rock music.

ریتم پس‌زمینه در موسیقی راک ضروری است.

she tapped her foot to the backbeat of the song.

او به ریتم پس‌زمینه آهنگ ضربه‌ای زد.

musicians often use a backbeat to maintain rhythm.

موسیقیدانان اغلب از ریتم پس‌زمینه برای حفظ ریتم استفاده می‌کنند.

a strong backbeat can make a song unforgettable.

یک ریتم پس‌زمینه قوی می‌تواند یک آهنگ را فراموش‌نشدنی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید