backbends

[ایالات متحده]/ˈbækˌbendz/
[بریتانیا]/ˈbækˌbɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت یوگا که در آن بدن به سمت عقب خم می‌شود و شبیه یک کمان است.

عبارات و ترکیب‌ها

backbends and twists

خمیدگی‌ها و پیچش‌ها

deep backbends

خمیدگی‌های عمیق

avoid excessive backbends

از خمیدگی‌های بیش از حد خودداری کنید

practice mindful backbends

خمیدگی‌های آگاهانه تمرین کنید

جملات نمونه

she practices backbends every day to improve her flexibility.

او هر روز برای بهبود انعطاف‌پذیری خود، حرکات پشتی را تمرین می‌کند.

backbends can help relieve tension in the spine.

حرکات پشتی می‌توانند به کاهش تنش در ستون فقرات کمک کنند.

many yoga classes include backbends in their routines.

بسیاری از کلاس‌های یوگا حرکات پشتی را در برنامه‌های خود گنجانده‌اند.

he struggled with backbends at first but improved over time.

او در ابتدا با حرکات پشتی مشکل داشت، اما به مرور زمان پیشرفت کرد.

backbends can be challenging but are rewarding when mastered.

حرکات پشتی می‌توانند چالش‌برانگیز باشند، اما وقتی تسلط پیدا کردید، پاداش‌بخش هستند.

instructors often demonstrate backbends to show proper technique.

مربیان اغلب حرکات پشتی را نشان می‌دهند تا تکنیک صحیح را نشان دهند.

she felt a rush of energy after completing her backbends.

او بعد از انجام حرکات پشتی، احساس طراوت و انرژی کرد.

backbends are essential for building core strength in yoga.

حرکات پشتی برای تقویت عضلات مرکزی در یوگا ضروری هستند.

he used props to assist him in his backbends.

او از وسایل کمکی برای کمک به انجام حرکات پشتی خود استفاده کرد.

practicing backbends can improve your overall posture.

تمرین حرکات پشتی می‌تواند وضعیت بدنی کلی شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید