backboard

[ایالات متحده]/ˈbækˌbɔːrd/
[بریتانیا]/ˈbækˌbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌ای محکم که به دیوار یا قاب متصل شده است و به عنوان پشتیبان چیزی یا به عنوان یک مانع محافظ استفاده می‌شود.; در بسکتبال، تخته مستطیلی که در هر انتهای زمین معلق است و توپ بر روی آن شوت می‌شود.; قطعه‌ای از تجهیزات که برای اصلاح ستون فقرات استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

backboard shot

ضربه به تخته

basketball backboard

تخته بسکتبال

replace the backboard

تعویض تخته

جملات نمونه

the basketball hit the backboard before going in.

توپ بسکتبال قبل از ورود به داخل، به تخته‌بازگشت برخورد کرد.

he practiced his shots off the backboard.

او شوت‌های خود را از تخته‌بازگشت تمرین کرد.

the backboard is essential for a good game of basketball.

تخته‌بازگشت برای یک بازی خوب بسکتبال ضروری است.

she aimed for the backboard to make the shot easier.

او برای آسان‌تر کردن شوت، به سمت تخته‌بازگشت نشانه گرفت.

the coach emphasized the importance of using the backboard.

مربی بر اهمیت استفاده از تخته‌بازگشت تاکید کرد.

after the rebound, he quickly passed to the backboard.

پس از ریباند، او به سرعت به سمت تخته‌بازگشت پاس داد.

they installed a new backboard at the local park.

آنها یک تخته‌بازگشت جدید در پارک محلی نصب کردند.

the backboard was shattered during the game.

تخته‌بازگشت در طول بازی خرد شد.

he learned how to bank the ball off the backboard.

او یاد گرفت که چگونه توپ را از تخته‌بازگشت به داخل برگرداند.

the backboard provides a great target for players.

تخته‌بازگشت یک هدف عالی برای بازیکنان فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید