backfill

[ایالات متحده]/ˈbækˌfɪl/
[بریتانیا]/ˈbækˌfɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

nزمین یا مواد دیگر که برای پر کردن یک فضا یا سوراخ استفاده می‌شود.
vفضا یا سوراخ را با خاک، شن و غیره پر کردن؛ پر کردن یک فضا یا سوراخ، معمولاً با زمین یا مواد دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

backfill the database

پر کردن پایگاه داده

backfill historical data

پر کردن داده‌های تاریخی

backfill missing information

پر کردن اطلاعات از دست رفته

backfill knowledge gaps

پر کردن شکاف‌های دانش

backfill customer records

پر کردن سوابق مشتری

جملات نمونه

we need to backfill the trench after the pipes are installed.

ما باید گودال را پس از نصب لوله ها پر کنیم.

the construction team will backfill the foundation to ensure stability.

تیم ساختمانی برای اطمینان از پایداری، فونداسیون را پر خواهد کرد.

they decided to backfill the area with soil to prevent erosion.

آنها تصمیم گرفتند با خاک منطقه را پر کنند تا از فرسایش جلوگیری شود.

it's important to backfill properly to avoid future settlement issues.

پر کردن مناسب گودال برای جلوگیری از مشکلات نشست آینده مهم است.

we will backfill the excavation site once the project is complete.

ما پس از اتمام پروژه محل حفر را پر خواهیم کرد.

backfilling with gravel can improve drainage in the area.

پر کردن با شن و ماسه می تواند زهکشی منطقه را بهبود بخشد.

the engineer recommended a specific material for backfilling.

مهندس یک ماده خاص برای پر کردن توصیه کرد.

they used sand to backfill the pipeline trench effectively.

آنها از شن و ماسه برای پر کردن مؤثر گودال خط لوله استفاده کردند.

proper backfilling techniques are crucial for construction projects.

تکنیک های مناسب پر کردن برای پروژه های ساختمانی بسیار مهم است.

after the inspection, we will backfill the site as planned.

پس از بازرسی، ما محل را طبق برنامه پر خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید