backpedalled

[ایالات متحده]/ˈbækˌpɛdəld/
[بریتانیا]/ˈbækˌpɛd(ə)ld/

ترجمه

v. نظر خود را تغییر داد؛ به وعده‌ای که داده بود بازگشت

جملات نمونه

the politician backpedalled on his earlier statement.

سیاستمدار از اظهارات قبلی خود عقب‌نشینی کرد.

after the backlash, she quickly backpedalled from her comments.

پس از واکنش‌ها، او به سرعت از اظهارات خود عقب‌نشینی کرد.

he backpedalled when confronted with the evidence.

وقتی با مدارک مواجه شد، عقب‌نشینی کرد.

many companies backpedalled on their promises during the crisis.

بسیاری از شرکت‌ها در بحران از وعده‌های خود عقب‌نشینی کردند.

she backpedalled on her decision after receiving feedback.

پس از دریافت بازخورد، او از تصمیم خود عقب‌نشینی کرد.

the coach backpedalled on his earlier strategy.

مربی از استراتژی قبلی خود عقب‌نشینی کرد.

he had to backpedal when his plan was criticized.

وقتی طرح او مورد انتقاد قرار گرفت، مجبور شد عقب‌نشینی کند.

after realizing his mistake, he backpedalled during the meeting.

پس از متوجه شدن به اشتباه خود، در طول جلسه عقب‌نشینی کرد.

the company backpedalled on its price hike after public outcry.

شرکت پس از اعتراضات عمومی از افزایش قیمت خود عقب‌نشینی کرد.

she backpedalled on her commitment to the project.

او از تعهد خود به پروژه عقب‌نشینی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید