backsplash

[ایالات متحده]/ˈbæksplæʃ/
[بریتانیا]/ˈbæksplæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پنل تزئینی پشت سینک، اجاق گاز، یا سایر وسایل روی کانتر.

عبارات و ترکیب‌ها

backsplash tile

کاشی پشتی

kitchen backsplash

پشت‌نویس آشپزخانه

bathroom backsplash

پشت‌نویس حمام

marble backsplash

پشت‌نویس مرمر

glass backsplash design

طراحی پشت‌نویس شیشه‌ای

stainless steel backsplash

پشت‌نویس استیل ضد زنگ

backsplash ideas

ایده‌های پشت‌نویس

matching backsplash

پشت‌نویس هماهنگ

backsplash installation

نصب پشت‌نویس

جملات نمونه

we decided to install a new backsplash in the kitchen.

ما تصمیم گرفتیم یک صفحه پشتی جدید در آشپزخانه نصب کنیم.

the backsplash adds a pop of color to the otherwise plain walls.

صفحه پشتی رنگی به دیوارها اضافه می کند که در غیر این صورت ساده هستند.

choosing the right backsplash can enhance the overall design.

انتخاب صفحه پشتی مناسب می تواند طراحی کلی را ارتقا دهد.

she prefers a glass backsplash for a modern look.

او ترجیح می دهد یک صفحه پشتی شیشه ای برای داشتن ظاهری مدرن.

the backsplash is easy to clean and maintain.

تمیز کردن و نگهداری از صفحه پشتی آسان است.

we matched the backsplash with the countertop for a cohesive style.

ما صفحه پشتی را با پیشخوان برای داشتن سبکی منسجم تطبیق دادیم.

he installed a ceramic tile backsplash behind the stove.

او یک صفحه پشتی کاشی سرامیکی پشت اجاق گاز نصب کرد.

the backsplash can protect the walls from splashes and stains.

صفحه پشتی می تواند از دیوارها در برابر پاشش و لکه محافظت کند.

they chose a subway tile backsplash for a classic look.

آنها یک صفحه پشتی کاشی مترویی برای داشتن ظاهری کلاسیک انتخاب کردند.

a patterned backsplash can serve as a focal point in the kitchen.

یک صفحه پشتی الگو دار می تواند به عنوان نقطه کانونی در آشپزخانه عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید