backstroke

[ایالات متحده]/'bækstrəʊk/
[بریتانیا]/'bæk'strok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شنا در حالت خوابیده به پشت.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbackstroking
شکل سوم شخص مفردbackstrokes
قسمت سوم فعلbackstroked
زمان گذشتهbackstroked
جمعbackstrokes

عبارات و ترکیب‌ها

recreational backstroke

شنای کرانه ای تفریحی

competitive backstroke

شنای کرانه ای رقابتی

جملات نمونه

(Northerm and Southern Dynasties)Lotiform zun(vase) with celadon pottery of backstroke bestrow.

(Northerm and Southern Dynasties)Lotiform zun(vase) with celadon pottery of backstroke bestrow.

She swam the backstroke in the race.

او در مسابقه شنای کرال پشتی شنا کرد.

He is a skilled backstroke swimmer.

او یک شناگر کرال پشتی ماهر است.

The backstroke is one of the swimming strokes.

کرال پشتی یکی از حالات شنا است.

She prefers backstroke over freestyle.

او کرال پشتی را بر کرال آزاد ترجیح می دهد.

He set a new record in the backstroke event.

او رکورد جدیدی در مسابقه کرال پشتی ثبت کرد.

The backstroke requires good coordination.

کرال پشتی نیاز به هماهنگی خوب دارد.

She practiced her backstroke technique for hours.

او ساعت ها تکنیک کرال پشتی خود را تمرین کرد.

The backstroke is known for its unique arm movements.

کرال پشتی به دلیل حرکات منحصر به فرد دست شناخته می شود.

He won the backstroke race by a narrow margin.

او با اختلاف اندک مسابقه کرال پشتی را برد.

She is training hard for the upcoming backstroke competition.

او برای مسابقه کرال پشتی آینده سخت تمرین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید