doing backstrokes
نوشتن پشتی
perfect backstrokes
نوشتن پشتی کامل
practicing backstrokes
تمرین نوشتن پشتی
backstroke technique
فن نوشتن پشتی
swam backstrokes
نوشتن پشتی شنا
backstrokes only
فقط نوشتن پشتی
improve backstrokes
بهبود نوشتن پشتی
fast backstrokes
نوشتن پشتی سریع
learn backstrokes
یادگیری نوشتن پشتی
backstroke race
مسابقه نوشتن پشتی
the swimmer practiced backstrokes to improve his technique.
نیزک بازیگر برای بهبود فن خود بازیهای پشتی را تمرین کرد.
she performed flawless backstrokes during the competition.
او در حین رقابت بازیهای پشتی بدون خطا انجام داد.
he demonstrated powerful backstrokes to the swimming coach.
او به مربی شنا بازیهای پشتی قوی نشان داد.
the pool echoed with the sound of splashing backstrokes.
تونل با بازیهای پشتی شنیده شد.
she felt a slight strain in her shoulders after many backstrokes.
پس از چند بازی پشتی، او در شانههایش یک کشش خفیف حس کرد.
the lifeguard watched swimmers doing backstrokes in the water.
نگهبان آبها شاهد این بود که شناگران بازیهای پشتی در آب انجام میدهند.
he attempted difficult backstrokes with a streamlined body position.
او با یک موقعیت بدنی جریانزده، بازیهای پشتی دشوار را امتحان کرد.
the team worked on synchronizing their backstrokes for the routine.
تیم روی هماهنگ کردن بازیهای پشتی خود برای روتین کار کرد.
she used backstrokes as part of her warm-up routine.
او بازیهای پشتی را به عنوان بخشی از روتین گرم کردن خود استفاده کرد.
the coach corrected his form during the backstrokes set.
مربی در حین مجموعه بازیهای پشتی، فرم او را تصحیح کرد.
he visualized perfect backstrokes before entering the race.
او قبل از ورود به رقابت، بازیهای پشتی کامل را در ذهن خود تجسم کرد.
doing backstrokes
نوشتن پشتی
perfect backstrokes
نوشتن پشتی کامل
practicing backstrokes
تمرین نوشتن پشتی
backstroke technique
فن نوشتن پشتی
swam backstrokes
نوشتن پشتی شنا
backstrokes only
فقط نوشتن پشتی
improve backstrokes
بهبود نوشتن پشتی
fast backstrokes
نوشتن پشتی سریع
learn backstrokes
یادگیری نوشتن پشتی
backstroke race
مسابقه نوشتن پشتی
the swimmer practiced backstrokes to improve his technique.
نیزک بازیگر برای بهبود فن خود بازیهای پشتی را تمرین کرد.
she performed flawless backstrokes during the competition.
او در حین رقابت بازیهای پشتی بدون خطا انجام داد.
he demonstrated powerful backstrokes to the swimming coach.
او به مربی شنا بازیهای پشتی قوی نشان داد.
the pool echoed with the sound of splashing backstrokes.
تونل با بازیهای پشتی شنیده شد.
she felt a slight strain in her shoulders after many backstrokes.
پس از چند بازی پشتی، او در شانههایش یک کشش خفیف حس کرد.
the lifeguard watched swimmers doing backstrokes in the water.
نگهبان آبها شاهد این بود که شناگران بازیهای پشتی در آب انجام میدهند.
he attempted difficult backstrokes with a streamlined body position.
او با یک موقعیت بدنی جریانزده، بازیهای پشتی دشوار را امتحان کرد.
the team worked on synchronizing their backstrokes for the routine.
تیم روی هماهنگ کردن بازیهای پشتی خود برای روتین کار کرد.
she used backstrokes as part of her warm-up routine.
او بازیهای پشتی را به عنوان بخشی از روتین گرم کردن خود استفاده کرد.
the coach corrected his form during the backstrokes set.
مربی در حین مجموعه بازیهای پشتی، فرم او را تصحیح کرد.
he visualized perfect backstrokes before entering the race.
او قبل از ورود به رقابت، بازیهای پشتی کامل را در ذهن خود تجسم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید