backstroked

[ایالات متحده]/ˈbækˌstrəʊkt/
[بریتانیا]/ˈbækˌstroʊkt/

ترجمه

vpast participle of backstroke

عبارات و ترکیب‌ها

backstroked gracefully

به زیبایی شنا شنا کرد

backstroked for miles

برای مایل شنا کرد

جملات نمونه

she backstroked her way to victory in the swimming competition.

او با شنای کرال سینه به پیروزی در مسابقه شنا رسید.

after a long day, he backstroked in the pool to relax.

بعد از یک روز طولانی، او برای استراحت در استخر شنای کرال سینه کرد.

the coach taught the team how to properly backstroke.

مربی به تیم آموزش داد که چگونه به درستی شنای کرال سینه کنند.

she backstroked gracefully, impressing everyone at the beach.

او با ظرافت شنای کرال سینه کرد و همه را در ساحل تحت تاثیر قرار داد.

he backstroked for hours, enjoying the warm sun.

او ساعت‌ها شنای کرال سینه کرد و از آفتاب گرم لذت برد.

during practice, they focused on improving their backstroke technique.

در طول تمرین، آنها بر بهبود تکنیک شنای کرال سینه خود تمرکز کردند.

she backstroked effortlessly across the pool.

او به راحتی و بدون زحمت از عرض استخر شنای کرال سینه کرد.

the swimmer backstroked to catch up with the leader.

شناگر برای رسیدن به رهبر شنای کرال سینه کرد.

he prefers to backstroke when swimming long distances.

او ترجیح می‌دهد وقتی شنای طولانی انجام می‌دهد، شنای کرال سینه کند.

they timed how fast she backstroked 100 meters.

آنها زمان سنجیدند که او 100 متر را با چه سرعتی شنای کرال سینه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید