backtracked

[ایالات متحده]/ˈbækˌtrækɪd/
[بریتانیا]/ˈbæktɹækɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به عقب برگشتن بر روی همان زمین؛ قدم‌های خود را دوباره دنبال کردن؛ پس گرفتن یک اظهار نظر یا موضعی که قبلاً اتخاذ شده است

جملات نمونه

after realizing the mistake, she backtracked on her earlier decision.

پس از متوجه شدن به اشتباه، او از تصمیم قبلی خود عقب‌نشینی کرد.

the team backtracked their steps to find the lost equipment.

تیم برای یافتن تجهیزات گمشده، گام‌های خود را عقب‌گرد کرد.

he backtracked through the data to find the source of the error.

او برای یافتن منبع خطا، داده‌ها را عقب‌گرد کرد.

after some criticism, the politician backtracked on his controversial statement.

پس از انتقادات، سیاستمدار از اظهارات بحث‌برانگیز خود عقب‌نشینی کرد.

the detective backtracked the suspect's movements from the crime scene.

مامور پلیس، حرکات مظنون را از صحنه جرم عقب‌گرد کرد.

she backtracked her research to ensure all sources were accurate.

او تحقیقات خود را عقب‌گرد کرد تا اطمینان حاصل کند که همه منابع دقیق هستند.

the company backtracked on its policy after customer feedback.

شرکت پس از بازخورد مشتریان، از سیاست خود عقب‌نشینی کرد.

to clarify the misunderstanding, he backtracked his previous comments.

برای روشن شدن سوء تفاهم، او نظرات قبلی خود را عقب‌گرد کرد.

they backtracked their plans to avoid further complications.

آنها برای جلوگیری از مشکلات بیشتر، برنامه‌های خود را عقب‌گرد کردند.

the software developer backtracked the code to fix the bug.

توسعه‌دهنده نرم‌افزار، کد را برای رفع اشکال عقب‌گرد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید