backwash

[ایالات متحده]/'bækwɒʃ/
[بریتانیا]/'bækwɔʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امواج؛ بازگشت جریان؛ عواقب، پیامدها.

عبارات و ترکیب‌ها

backwash effect

اثر برگشتی

pool backwash

برگشت آب استخر

backwash filter

فیلتر برگشتی

جملات نمونه

the backwash of the Cuban missile crisis.

پس‌زمینه بحران موشکی کوبا

One previous clinical study suggested that UC-PSC patients reveal a high rate of rectal sparing and backwash ileitis.

یکی از مطالعات بالینی قبلی نشان داد که بیماران مبتلا به UC-PSC دارای نرخ بالای حفظ رکتال و ایلئیت پس‌گرد هستند.

The pool was dirty from all the backwash.

استخر به دلیل پس‌گرد کثیف بود.

I don't like to drink the backwash from someone else's cup.

من دوست ندارم از لیوان کسی که قبلاً از آن استفاده کرده، بنوشم.

The backwash of the boat created ripples in the water.

پس‌گرد قایق باعث ایجاد موج در آب شد.

Please don't leave any backwash in the sink.

لطفاً هیچ پس‌گردی در سینک نگذارید.

The backwash of the wave hit me as I stood on the shore.

پس‌گرد موج به من برخورد کرد در حالی که روی ساحل ایستاده بودم.

He accidentally swallowed some backwash while drinking from the water bottle.

او به طور تصادفی مقداری پس‌گرد را در حین نوشیدن از بطری آب بلعید.

The backwash of the storm caused flooding in the area.

پس‌زمینه طوفان باعث سیل در منطقه شد.

The backwash of the blender splattered everywhere when I turned it on.

پس‌گرد مخلوط‌کن همه جا پاشید وقتی آن را روشن کردم.

She grimaced as she saw the backwash in the glass.

او با دیدن پس‌گرد در لیوان، منقبض شد.

The backwash of the river carried debris downstream.

پس‌گرد رودخانه زباله را در پایین دست حمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید