bagful

[ایالات متحده]/ˈbægˌfʊl/
[بریتانیا]/ˈbæɡˌfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقداری برابر با یک کیسه پر؛ محتویات یک کیسه.
Word Forms
جمعbagfuls

عبارات و ترکیب‌ها

bagfuls of energy

پر از انرژی

bagfuls of joy

پر از شادی

bagfuls of support

پر از حمایت

جملات نمونه

she carried a bagful of groceries home.

او یک کیسه پر از مواد غذایی را به خانه برد.

he found a bagful of old toys in the attic.

او یک کیسه پر از اسباب بازی های قدیمی را در زیرشیرآزه‌ها پیدا کرد.

they collected a bagful of leaves for the compost.

آنها یک کیسه پر از برگ را برای کمپوست جمع کردند.

i received a bagful of letters from my pen pal.

من یک کیسه پر از نامه از دوست قلمی ام دریافت کردم.

she packed a bagful of clothes for the trip.

او یک کیسه پر از لباس برای سفر بست.

he brought a bagful of candy to the party.

او یک کیسه پر از آبنبات را به مهمانی آورد.

we gathered a bagful of mushrooms in the forest.

ما یک کیسه پر از قارچ را در جنگل جمع کردیم.

she received a bagful of compliments after her performance.

او پس از اجرش یک کیسه پر از تعریف شنید.

he emptied a bagful of marbles onto the floor.

او یک کیسه پر از مهره را روی زمین خالی کرد.

they brought a bagful of ideas to the brainstorming session.

آنها یک کیسه پر از ایده را به جلسه بارش مغز آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید