bah

[ایالات متحده]/bɑː/
[بریتانیا]/bɑ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. اه.

عبارات و ترکیب‌ها

bah humbug

باح هومباگ

bahamas

باهاما

bahamian

باهامیایی

جملات نمونه

Bah! There is no Santa Claus.

وا! هیچ سانتا کلوسی وجود ندارد.

You think it was an accident? Bah!.

فکر می کنی تصادف بوده؟ وا!

?: max:saeng gahk ee bah ggwi neun geon chahm shwi un geol nahn eo ri seok ke hon jah yeo ji xiah:ae sseun dah go doe eun ah nin...

?: max:saeng gahk ee bah ggwi neun geon chahm shwi un geol nahn eo ri seok ke hon jah yeo ji xiah:ae sseun dah go doe eun ah nin...

to have a bah humbug attitude towards the holidays

داشتن نگرش 'وا' نسبت به تعطیلات

he always says bah when he disagrees with something

او همیشه می گوید 'وا' وقتی با چیزی مخالف است.

bah, I can't believe you forgot my birthday

وا، باورم نمیشه تولد منو فراموش کردی.

she let out a loud bah when she saw the mess in the kitchen

وقتی آشپزخانه را به هم ریخته دید، با صدای بلند گفت 'وا'.

bah, that movie was terrible

وا، اون فیلم خیلی بد بود.

the old man muttered bah under his breath

آن مرد پیر زیر لب گفت 'وا'.

bah, I don't want to go to that party

وا، نمی خواهم به آن مهمانی بروم.

she rolled her eyes and said bah in response to his ridiculous suggestion

چشمانش را چرخاند و در پاسخ به پیشنهاد مضحک او گفت 'وا'.

bah, this soup tastes awful

وا، این سوپ خیلی افتضاله.

he grumbled bah as he trudged through the rain

در حالی که از میان باران عبور می کرد، با ناراحتی گفت 'وا'.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید