bailed out
نجات داد
bailed on
تن داد
bailed him/her in
وارد کرد
bail out of
از... خارج شدن
bailed up
در محاصره قرار گرفتن
get bailed out
نجات گرفتن
bail someone in
وارد کردن
he bailed on the meeting at the last minute.
او در دقیقه آخر از جلسه کنارهگیری کرد.
she bailed her friend out of jail.
او دوستش را از زندان آزاد کرد.
they bailed out the sinking ship just in time.
آنها کشتی غرقشده را در زمان مناسب نجات دادند.
after the argument, he bailed on their plans.
بعد از بحث، او از برنامههای آنها کنارهگیری کرد.
the company bailed out its struggling subsidiary.
شرکت، شرکت فرعی مشکلدار خود را نجات داد.
she bailed on her workout session today.
او امروز از جلسه تمرین خود کنارهگیری کرد.
he bailed from the project due to personal reasons.
او به دلیل مشکلات شخصی از پروژه کنارهگیری کرد.
they bailed out when the situation became dangerous.
وقتی شرایط خطرناک شد، آنها کنارهگیری کردند.
the investor bailed out after the market crash.
سرمایهگذار پس از سقوط بازار کنارهگیری کرد.
she felt guilty for bailing on her friends.
او به دلیل کنارهگیری از دوستانش احساس گناه میکرد.
bailed out
نجات داد
bailed on
تن داد
bailed him/her in
وارد کرد
bail out of
از... خارج شدن
bailed up
در محاصره قرار گرفتن
get bailed out
نجات گرفتن
bail someone in
وارد کردن
he bailed on the meeting at the last minute.
او در دقیقه آخر از جلسه کنارهگیری کرد.
she bailed her friend out of jail.
او دوستش را از زندان آزاد کرد.
they bailed out the sinking ship just in time.
آنها کشتی غرقشده را در زمان مناسب نجات دادند.
after the argument, he bailed on their plans.
بعد از بحث، او از برنامههای آنها کنارهگیری کرد.
the company bailed out its struggling subsidiary.
شرکت، شرکت فرعی مشکلدار خود را نجات داد.
she bailed on her workout session today.
او امروز از جلسه تمرین خود کنارهگیری کرد.
he bailed from the project due to personal reasons.
او به دلیل مشکلات شخصی از پروژه کنارهگیری کرد.
they bailed out when the situation became dangerous.
وقتی شرایط خطرناک شد، آنها کنارهگیری کردند.
the investor bailed out after the market crash.
سرمایهگذار پس از سقوط بازار کنارهگیری کرد.
she felt guilty for bailing on her friends.
او به دلیل کنارهگیری از دوستانش احساس گناه میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید