bakshish

[ایالات متحده]/bækʃɪʃ/
[بریتانیا]/back-shish/

ترجمه

n. انعام یا حقه، که معمولاً به صورت نقدی داده می‌شود.; انعام یا حقه، به ویژه یکی که در خاورمیانه یا جنوب آسیا داده می‌شود.; پاداش یا یارانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

give bakshish

دادن عطای دست

bakshish culture

فرهنگ عطای دست

expect bakshish

انتظار عطای دست

refuse bakshish

امتناع از عطای دست

bakshish etiquette

ادب عطای دست

negotiate bakshish

مذاکره برای عطای دست

bakshish for service

عطای دست برای خدمات

appropriate bakshish amount

میزان مناسب عطای دست

customary bakshish practice

روش معمول عطای دست

جملات نمونه

he slipped the waiter a bakshish for better service.

او به پیشخدمت رشوه ای برای خدمات بهتر داد.

the tour guide expected a bakshish at the end of the trip.

راهنمای تور انتظار داشت که در پایان سفر رشوه ای دریافت کند.

in some cultures, giving bakshish is a common practice.

در برخی فرهنگ‌ها، دادن رشوه یک عمل رایج است.

she offered a bakshish to the taxi driver for a faster ride.

او به راننده تاکسی رشوه ای برای یک سفر سریعتر داد.

the locals often give bakshish to officials for quicker services.

ساکنان اغلب رشوه ای به مقامات برای خدمات سریعتر می دهند.

he learned that bakshish can sometimes open doors in business.

او متوجه شد که رشوه گاهی اوقات می تواند در تجارت درها را باز کند.

bakshish is often seen as a token of appreciation.

رشوه اغلب به عنوان نشانه ای از قدردانی تلقی می شود.

she left a bakshish on the table after her meal.

او بعد از غذایش یک رشوه روی میز گذاشت.

giving bakshish is not just about money; it's about respect.

دادن رشوه فقط در مورد پول نیست؛ در مورد احترام است.

he was surprised when the waiter refused the bakshish.

او متعجب شد وقتی پیشخدمت رشوه را رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید