| جمع | bakshishes |
give bakshish
دادن عطای دست
bakshish culture
فرهنگ عطای دست
expect bakshish
انتظار عطای دست
refuse bakshish
امتناع از عطای دست
bakshish etiquette
ادب عطای دست
negotiate bakshish
مذاکره برای عطای دست
bakshish for service
عطای دست برای خدمات
appropriate bakshish amount
میزان مناسب عطای دست
customary bakshish practice
روش معمول عطای دست
he slipped the waiter a bakshish for better service.
او به پیشخدمت رشوه ای برای خدمات بهتر داد.
the tour guide expected a bakshish at the end of the trip.
راهنمای تور انتظار داشت که در پایان سفر رشوه ای دریافت کند.
in some cultures, giving bakshish is a common practice.
در برخی فرهنگها، دادن رشوه یک عمل رایج است.
she offered a bakshish to the taxi driver for a faster ride.
او به راننده تاکسی رشوه ای برای یک سفر سریعتر داد.
the locals often give bakshish to officials for quicker services.
ساکنان اغلب رشوه ای به مقامات برای خدمات سریعتر می دهند.
he learned that bakshish can sometimes open doors in business.
او متوجه شد که رشوه گاهی اوقات می تواند در تجارت درها را باز کند.
bakshish is often seen as a token of appreciation.
رشوه اغلب به عنوان نشانه ای از قدردانی تلقی می شود.
she left a bakshish on the table after her meal.
او بعد از غذایش یک رشوه روی میز گذاشت.
giving bakshish is not just about money; it's about respect.
دادن رشوه فقط در مورد پول نیست؛ در مورد احترام است.
he was surprised when the waiter refused the bakshish.
او متعجب شد وقتی پیشخدمت رشوه را رد کرد.
give bakshish
دادن عطای دست
bakshish culture
فرهنگ عطای دست
expect bakshish
انتظار عطای دست
refuse bakshish
امتناع از عطای دست
bakshish etiquette
ادب عطای دست
negotiate bakshish
مذاکره برای عطای دست
bakshish for service
عطای دست برای خدمات
appropriate bakshish amount
میزان مناسب عطای دست
customary bakshish practice
روش معمول عطای دست
he slipped the waiter a bakshish for better service.
او به پیشخدمت رشوه ای برای خدمات بهتر داد.
the tour guide expected a bakshish at the end of the trip.
راهنمای تور انتظار داشت که در پایان سفر رشوه ای دریافت کند.
in some cultures, giving bakshish is a common practice.
در برخی فرهنگها، دادن رشوه یک عمل رایج است.
she offered a bakshish to the taxi driver for a faster ride.
او به راننده تاکسی رشوه ای برای یک سفر سریعتر داد.
the locals often give bakshish to officials for quicker services.
ساکنان اغلب رشوه ای به مقامات برای خدمات سریعتر می دهند.
he learned that bakshish can sometimes open doors in business.
او متوجه شد که رشوه گاهی اوقات می تواند در تجارت درها را باز کند.
bakshish is often seen as a token of appreciation.
رشوه اغلب به عنوان نشانه ای از قدردانی تلقی می شود.
she left a bakshish on the table after her meal.
او بعد از غذایش یک رشوه روی میز گذاشت.
giving bakshish is not just about money; it's about respect.
دادن رشوه فقط در مورد پول نیست؛ در مورد احترام است.
he was surprised when the waiter refused the bakshish.
او متعجب شد وقتی پیشخدمت رشوه را رد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید