| جمع | balass |
balas the box
بستن جعبه
balas your bags
بستن چمدانهایتان
balas the shipment
بستن محموله
balas for storage
برای انبار کردن
balas the furniture
بستن وسایل
balas your presents
بستن هدایایتان
balas for travel
برای سفر
balas with care
با احتیاط بستن
he decided to balas the old furniture instead of throwing it away.
او تصمیم گرفت به جای دور انداختن، اثاثیه قدیمی را تعمیر کند.
after the storm, we need to balas the damaged roof.
بعد از طوفان، ما نیاز داریم سقف آسیب دیده را تعمیر کنیم.
she learned how to balas her car after a minor accident.
او یاد گرفت که چگونه ماشین خود را پس از یک تصادف جزئی تعمیر کند.
they will balas the community park to make it more enjoyable.
آنها پارک محلی را تعمیر خواهند کرد تا آن را لذت بخش تر کنند.
the team worked together to balas the broken equipment.
تیم با هم همکاری کردند تا تجهیزات شکسته را تعمیر کنند.
he has a talent for balas old books and restoring them.
او استعداد تعمیر کتاب های قدیمی و بازسازی آنها را دارد.
we need to balas the relationship after the misunderstanding.
ما نیاز داریم رابطه را پس از سوء تفاهم تعمیر کنیم.
she offered to balas the friendship that had been strained.
او پیشنهاد کرد دوستی را که متشنج شده بود، تعمیر کند.
the artist decided to balas her painting with new colors.
هنرمند تصمیم گرفت نقاشی خود را با رنگ های جدید تعمیر کند.
it's time to balas the project and get it back on track.
وقت آن است که پروژه را تعمیر کنیم و آن را دوباره در مسیر قرار دهیم.
balas the box
بستن جعبه
balas your bags
بستن چمدانهایتان
balas the shipment
بستن محموله
balas for storage
برای انبار کردن
balas the furniture
بستن وسایل
balas your presents
بستن هدایایتان
balas for travel
برای سفر
balas with care
با احتیاط بستن
he decided to balas the old furniture instead of throwing it away.
او تصمیم گرفت به جای دور انداختن، اثاثیه قدیمی را تعمیر کند.
after the storm, we need to balas the damaged roof.
بعد از طوفان، ما نیاز داریم سقف آسیب دیده را تعمیر کنیم.
she learned how to balas her car after a minor accident.
او یاد گرفت که چگونه ماشین خود را پس از یک تصادف جزئی تعمیر کند.
they will balas the community park to make it more enjoyable.
آنها پارک محلی را تعمیر خواهند کرد تا آن را لذت بخش تر کنند.
the team worked together to balas the broken equipment.
تیم با هم همکاری کردند تا تجهیزات شکسته را تعمیر کنند.
he has a talent for balas old books and restoring them.
او استعداد تعمیر کتاب های قدیمی و بازسازی آنها را دارد.
we need to balas the relationship after the misunderstanding.
ما نیاز داریم رابطه را پس از سوء تفاهم تعمیر کنیم.
she offered to balas the friendship that had been strained.
او پیشنهاد کرد دوستی را که متشنج شده بود، تعمیر کند.
the artist decided to balas her painting with new colors.
هنرمند تصمیم گرفت نقاشی خود را با رنگ های جدید تعمیر کند.
it's time to balas the project and get it back on track.
وقت آن است که پروژه را تعمیر کنیم و آن را دوباره در مسیر قرار دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید