balas

[ایالات متحده]/ˈbæləs/
[بریتانیا]/ˈbæləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از سنگ قیمتی قرمز، که به عنوان گارنت رودولیت یا پیروپ صورتی نیز شناخته می‌شود؛ کریستال قرمز؛ نوعی یاقوت.
Word Forms
جمعbalass

عبارات و ترکیب‌ها

balas the box

بستن جعبه

balas your bags

بستن چمدان‌هایتان

balas the shipment

بستن محموله

balas for storage

برای انبار کردن

balas the furniture

بستن وسایل

balas your presents

بستن هدایایتان

balas for travel

برای سفر

balas with care

با احتیاط بستن

جملات نمونه

he decided to balas the old furniture instead of throwing it away.

او تصمیم گرفت به جای دور انداختن، اثاثیه قدیمی را تعمیر کند.

after the storm, we need to balas the damaged roof.

بعد از طوفان، ما نیاز داریم سقف آسیب دیده را تعمیر کنیم.

she learned how to balas her car after a minor accident.

او یاد گرفت که چگونه ماشین خود را پس از یک تصادف جزئی تعمیر کند.

they will balas the community park to make it more enjoyable.

آنها پارک محلی را تعمیر خواهند کرد تا آن را لذت بخش تر کنند.

the team worked together to balas the broken equipment.

تیم با هم همکاری کردند تا تجهیزات شکسته را تعمیر کنند.

he has a talent for balas old books and restoring them.

او استعداد تعمیر کتاب های قدیمی و بازسازی آنها را دارد.

we need to balas the relationship after the misunderstanding.

ما نیاز داریم رابطه را پس از سوء تفاهم تعمیر کنیم.

she offered to balas the friendship that had been strained.

او پیشنهاد کرد دوستی را که متشنج شده بود، تعمیر کند.

the artist decided to balas her painting with new colors.

هنرمند تصمیم گرفت نقاشی خود را با رنگ های جدید تعمیر کند.

it's time to balas the project and get it back on track.

وقت آن است که پروژه را تعمیر کنیم و آن را دوباره در مسیر قرار دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید