balass a project
بالاس یک پروژه
balass the idea
بالاس ایده
balass an initiative
بالاس یک ابتکار
balass a discussion
بالاس یک بحث
balass the conversation
بالاس مکالمه
balass a meeting
بالاس یک جلسه
balass progress
بالاس پیشرفت
balass momentum
بالاس حرکت
balass a plan
بالاس یک برنامه
balass a solution
بالاس یک راه حل
she decided to balass the meeting to next week.
او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.
he was able to balass the project deadline.
او توانست مهلت تحویل پروژه را به تعویق بیندازد.
we need to balass our plans due to the weather.
ما باید برنامههای خود را به دلیل شرایط آب و هوایی به تعویق بیندازیم.
can you balass the appointment for me?
میتوانید وقت ملاقات را برای من به تعویق بیندازید؟
they chose to balass the event until further notice.
آنها تصمیم گرفتند رویداد را تا اطلاع ثانوی به تعویق بیندازند.
it's best to balass the discussion until everyone is present.
بهتر است بحث را تا زمانی که همه حضور داشته باشند به تعویق بیندازیم.
she had to balass her travel plans because of the pandemic.
او مجبور شد به دلیل همهگیری، برنامههای سفر خود را به تعویق بیندازد.
he will balass the deadline to accommodate more feedback.
او مهلت تحویل را برای دریافت بازخورد بیشتر به تعویق خواهد انداخت.
they decided to balass the launch date for better preparation.
آنها تصمیم گرفتند تاریخ عرضه را برای آمادگی بهتر به تعویق بیندازند.
we should balass our meeting until next month.
ما باید جلسه خود را تا ماه آینده به تعویق بیندازیم.
balass a project
بالاس یک پروژه
balass the idea
بالاس ایده
balass an initiative
بالاس یک ابتکار
balass a discussion
بالاس یک بحث
balass the conversation
بالاس مکالمه
balass a meeting
بالاس یک جلسه
balass progress
بالاس پیشرفت
balass momentum
بالاس حرکت
balass a plan
بالاس یک برنامه
balass a solution
بالاس یک راه حل
she decided to balass the meeting to next week.
او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.
he was able to balass the project deadline.
او توانست مهلت تحویل پروژه را به تعویق بیندازد.
we need to balass our plans due to the weather.
ما باید برنامههای خود را به دلیل شرایط آب و هوایی به تعویق بیندازیم.
can you balass the appointment for me?
میتوانید وقت ملاقات را برای من به تعویق بیندازید؟
they chose to balass the event until further notice.
آنها تصمیم گرفتند رویداد را تا اطلاع ثانوی به تعویق بیندازند.
it's best to balass the discussion until everyone is present.
بهتر است بحث را تا زمانی که همه حضور داشته باشند به تعویق بیندازیم.
she had to balass her travel plans because of the pandemic.
او مجبور شد به دلیل همهگیری، برنامههای سفر خود را به تعویق بیندازد.
he will balass the deadline to accommodate more feedback.
او مهلت تحویل را برای دریافت بازخورد بیشتر به تعویق خواهد انداخت.
they decided to balass the launch date for better preparation.
آنها تصمیم گرفتند تاریخ عرضه را برای آمادگی بهتر به تعویق بیندازند.
we should balass our meeting until next month.
ما باید جلسه خود را تا ماه آینده به تعویق بیندازیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید