balass

[ایالات متحده]/bæləs/
[بریتانیا]/bahl-as/

ترجمه

n. نوعی سنگ قیمتی اسپینل قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

balass a project

بالاس یک پروژه

balass the idea

بالاس ایده

balass an initiative

بالاس یک ابتکار

balass a discussion

بالاس یک بحث

balass the conversation

بالاس مکالمه

balass a meeting

بالاس یک جلسه

balass progress

بالاس پیشرفت

balass momentum

بالاس حرکت

balass a plan

بالاس یک برنامه

balass a solution

بالاس یک راه حل

جملات نمونه

she decided to balass the meeting to next week.

او تصمیم گرفت جلسه را به هفته آینده موکول کند.

he was able to balass the project deadline.

او توانست مهلت تحویل پروژه را به تعویق بیندازد.

we need to balass our plans due to the weather.

ما باید برنامه‌های خود را به دلیل شرایط آب و هوایی به تعویق بیندازیم.

can you balass the appointment for me?

می‌توانید وقت ملاقات را برای من به تعویق بیندازید؟

they chose to balass the event until further notice.

آنها تصمیم گرفتند رویداد را تا اطلاع ثانوی به تعویق بیندازند.

it's best to balass the discussion until everyone is present.

بهتر است بحث را تا زمانی که همه حضور داشته باشند به تعویق بیندازیم.

she had to balass her travel plans because of the pandemic.

او مجبور شد به دلیل همه‌گیری، برنامه‌های سفر خود را به تعویق بیندازد.

he will balass the deadline to accommodate more feedback.

او مهلت تحویل را برای دریافت بازخورد بیشتر به تعویق خواهد انداخت.

they decided to balass the launch date for better preparation.

آنها تصمیم گرفتند تاریخ عرضه را برای آمادگی بهتر به تعویق بیندازند.

we should balass our meeting until next month.

ما باید جلسه خود را تا ماه آینده به تعویق بیندازیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید