balconied

[ایالات متحده]/ˈbælkoʊniːd/
[بریتانیا]/ˈbælkoʊˌnid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بالکن یا بالکن‌ها; مبله با بالکن‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

balconied apartment

آپارتمان با بالکن

balconied townhouse

خانه شهری با بالکن

جملات نمونه

the hotel features a balconied suite with stunning ocean views.

هتل دارای سوئیت با بالکن و چشم انداز اقیانوس خیره کننده است.

they enjoyed breakfast on the balconied terrace.

آنها از صبحانه در تراس با بالکن لذت بردند.

her apartment is located in a balconied building.

آپارتمان او در یک ساختمان با بالکن واقع شده است.

the balconied rooms offer a perfect spot for relaxation.

اتاق های با بالکن مکانی عالی برای استراحت ارائه می دهند.

we watched the sunset from our balconied room.

ما غروب خورشید را از اتاق با بالکن خود تماشا کردیم.

he loves the charm of balconied houses in the old town.

او عاشق جذابیت خانه های با بالکن در شهر قدیمی است.

the restaurant has a balconied area for outdoor dining.

رستوران دارای یک فضای با بالکن برای صرف غذا در فضای باز است.

they decorated their balconied space with plants.

آنها فضای با بالکن خود را با گیاهان تزئین کردند.

the architect designed a balconied facade for the new building.

معمار نمای بیرونی با بالکن را برای ساختمان جدید طراحی کرد.

balconied apartments are highly sought after in this neighborhood.

آپارتمان های با بالکن در این محله بسیار مورد تقاضا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید