balconies

[ایالات متحده]/bælˈkəniːz/
[بریتانیا]/ˌbælˈkoʊniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بالکن؛ یک سکوی برجسته از دیوار یک ساختمان، معمولاً محصور شده با نرده؛ یک بخش یا ناحیه از صندلی‌ها در یک تئاتر، سینما و غیره، که در سطوح مختلف چیده شده‌اند.

جملات نمونه

many apartments have balconies for enjoying the view.

بسیاری از آپارتمان‌ها دارای بالکن برای لذت بردن از منظره هستند.

people often decorate their balconies with plants.

افراد اغلب بالکن‌های خود را با گیاهان تزئین می‌کنند.

balconies are great for relaxing on sunny days.

بالکن‌ها برای استراحت در روزهای آفتابی عالی هستند.

my favorite spot is the balcony overlooking the garden.

محل مورد علاقه من بالکنی است که به باغ مشرف است.

some balconies come with built-in seating.

برخی از بالکن‌ها دارای صندلی‌های داخلی هستند.

we enjoyed dinner on the balcony under the stars.

ما شام را در بالکن زیر نور ستارگان میل کردیم.

balconies can be a perfect place for morning coffee.

بالکن‌ها می‌توانند مکان مناسبی برای قهوه صبحانه باشند.

during summer, we often host barbecues on our balconies.

در طول تابستان، اغلب باربکیو در بالکن‌های خود برگزار می‌کنیم.

some buildings have balconies that are accessible from every room.

برخی از ساختمان‌ها دارای بالکنی هستند که از هر اتاقی قابل دسترسی است.

safety railings are essential for balconies to prevent accidents.

نرده‌های ایمنی برای جلوگیری از حوادث در بالکن‌ها ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید