baldric

[ایالات متحده]/ˈbɔːldrɪk/
[بریتانیا]/ˈbɔːlˌdrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمربند تزئینی که به طور معمول بر روی شانه پوشیده می‌شود تا شمشیر یا سایر سلاح‌ها را حمل کند.
Word Forms
جمعbaldrics

عبارات و ترکیب‌ها

wear a baldric

پوشیدن کمربند

baldric strap

کمربند

adjust the baldric

تنظیم کمربند

جملات نمونه

the soldier wore a baldric across his chest.

سرباز یک بالدریخ را روی سینه‌اش انداخت.

she adjusted the baldric to make it more comfortable.

او بالدریخ را تنظیم کرد تا راحت‌تر شود.

he decorated his baldric with intricate designs.

او بالدریخ خود را با طرح‌های پیچیده تزئین کرد.

the baldric was made of fine leather.

بالدریخ از چرم خوب ساخته شده بود.

in the play, the hero's baldric symbolized his bravery.

در نمایش، بالدریخ قهرمان نماد شجاعت او بود.

she found an old baldric in the attic.

او یک بالدریخ قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.

the baldric held his sword securely.

بالدریخ شمشیر او را به طور ایمن نگه داشت.

he admired the craftsmanship of the baldric.

او هنر ساختن بالدریخ را تحسین کرد.

during the festival, many wore decorative baldrics.

در طول جشنواره، بسیاری بالدریخ‌های تزئینی پوشیدند.

the baldric was a gift from his father.

بالدریخ هدیه‌ای از پدرش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید