cincture

[ایالات متحده]/ˈsɪŋk.tʃər/
[بریتانیا]/ˈsɪŋk.tʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که دور می‌زند؛ یک کمربند یا نوار
v. دور زدن؛ با کمربند بستن

عبارات و ترکیب‌ها

waist cincture

نوار کمری

cincture of light

نوار روشنایی

cincture of truth

نوار حقیقت

cincture of virtue

نوار فضیلت

cincture of honor

نوار افتخار

cincture of faith

نوار ایمان

cincture of nature

نوار طبیعت

cincture of power

نوار قدرت

cincture of knowledge

نوار دانش

cincture of community

نوار اجتماع

جملات نمونه

the priest wore a cincture around his waist during the ceremony.

کشتی در کمر خود در طول مراسم پوشید.

she chose a beautiful cincture to complement her dress.

او یک کشتی زیبا برای تکمیل لباسش انتخاب کرد.

the cincture symbolizes a commitment to the faith.

کشتی نمادی از تعهد به ایمان است.

he adjusted the cincture to ensure it fit comfortably.

او کشتی را تنظیم کرد تا مطمئن شود که راحت است.

the cincture was made of fine leather and adorned with gold accents.

کشتی از چرم خوب ساخته شده بود و با طرح های طلایی تزئین شده بود.

in some cultures, a cincture is worn as a sign of honor.

در برخی فرهنگ‌ها، کشتی به عنوان نشانه افتخار پوشیده می‌شود.

he tied the cincture tightly to keep his robe in place.

او کشتی را محکم بست تا ردای او در جای خود باقی بماند.

she received a cincture as a gift for her graduation.

او یک کشتی را به عنوان هدیه برای فارغ التحصیلی خود دریافت کرد.

the cincture can also be used as a fashion accessory.

کشتی را نیز می‌توان به عنوان یک لوازم جانبی مد استفاده کرد.

during the ritual, the cincture was blessed by the elder.

در طول مراسم، کشتی توسط بزرگتر مورد برکت قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید