| جمع | baldies |
baldy head
سر کچل
baldy pate
کله کچل
the old baldy
پیر کچل
my friend is a bit of a baldy.
دوست من کمی بیشتر طاس است.
he jokes about being a baldy.
او دربارهی طاس بودن خود شوخی میکند.
many baldy celebrities embrace their look.
سلبریتیهای طاس زیادی از ظاهر خود استقبال میکنند.
she called him a baldy in a playful way.
او به روشی بازیگوشانه او را طاس صدا زد.
being a baldy doesn't bother him at all.
طاس بودن اصلاً او را آزار نمیدهد.
he decided to embrace being a baldy.
او تصمیم گرفت طاس بودن را بپذیرد.
my dad has been a baldy for years.
بابای من سالهاست که طاس است.
some people think baldy looks stylish.
برخی از مردم فکر میکنند که ظاهر طاس شیک است.
he wears hats to cover his baldy head.
او کلاه میپوشد تا سر طاس خود را بپوشاند.
she loves her partner, even though he's a baldy.
او عاشق شریک زندگیاش است، حتی اگر او طاس باشد.
baldy head
سر کچل
baldy pate
کله کچل
the old baldy
پیر کچل
my friend is a bit of a baldy.
دوست من کمی بیشتر طاس است.
he jokes about being a baldy.
او دربارهی طاس بودن خود شوخی میکند.
many baldy celebrities embrace their look.
سلبریتیهای طاس زیادی از ظاهر خود استقبال میکنند.
she called him a baldy in a playful way.
او به روشی بازیگوشانه او را طاس صدا زد.
being a baldy doesn't bother him at all.
طاس بودن اصلاً او را آزار نمیدهد.
he decided to embrace being a baldy.
او تصمیم گرفت طاس بودن را بپذیرد.
my dad has been a baldy for years.
بابای من سالهاست که طاس است.
some people think baldy looks stylish.
برخی از مردم فکر میکنند که ظاهر طاس شیک است.
he wears hats to cover his baldy head.
او کلاه میپوشد تا سر طاس خود را بپوشاند.
she loves her partner, even though he's a baldy.
او عاشق شریک زندگیاش است، حتی اگر او طاس باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید