baling

[ایالات متحده]/ˈbeɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbælɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فشرده‌سازی و بسته‌بندی مواد به صورت باله‌ها برای ذخیره‌سازی یا حمل و نقل.

عبارات و ترکیب‌ها

baling hay

کشت و برداشت علوفه

baling wire

سیم برای باله

baling twine

طناب برای باله

baling machine

ماشین باله

baling press

پرس باله

baling operation

عملیات باله

baling waste

ضایعات باله

bale of cotton

باله پنبه

baling up trash

باله کردن زباله

جملات نمونه

she is baling hay for the farm.

او در حال بسته‌بندی کاه برای مزرعه است.

he spent the afternoon baling up old newspapers.

او بعد از ظهر را صرف بسته‌بندی روزنامه‌های قدیمی کرد.

the workers are baling cotton in the field.

کارگران در حال بسته‌بندی پنبه در مزرعه هستند.

they are baling straw after the harvest.

آنها پس از برداشت محصول، کاه را بسته‌بندی می‌کنند.

we need to start baling the grass before it rains.

ما باید قبل از باران شروع به بسته‌بندی چمن کنیم.

he learned how to operate the baling machine.

او یاد گرفت که چگونه دستگاه بسته‌بندی را کار کند.

she enjoys baling during the summer months.

او از بسته‌بندی در ماه‌های تابستان لذت می‌برد.

the farmer is baling silage for the winter.

کشاورز در حال بسته‌بندی علوفه برای زمستان است.

they sell baled products at the local market.

آنها محصولات بسته‌بندی شده را در بازار محلی می‌فروشند.

after baling, the hay needs to be stored properly.

پس از بسته‌بندی، کاه باید به درستی نگهداری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید