balkinesses

[ایالات متحده]/ˈbɔːkɪnsiz/
[بریتانیا]/ˈbɑːkɪnˌsɪz/

ترجمه

n. کیفیت سرپیچی؛ سرسختی

جملات نمونه

the horse's balkinesses made it difficult to ride.

سختی‌های ذاتی اسب سواری را دشوار می‌کرد.

we need to address the balkinesses in the project management.

ما باید مشکلات و موانع در مدیریت پروژه را برطرف کنیم.

his balkinesses in accepting feedback hindered his growth.

تمایل نداشتن او به پذیرش بازخورد، پیشرفت او را مختل کرد.

the balkinesses of the machinery caused delays in production.

مشکلات ماشین‌آلات باعث تاخیر در تولید شد.

her balkinesses in communication created misunderstandings.

مشکلات او در برقراری ارتباط باعث سوء تفاهم شد.

the team's balkinesses during the meeting led to confusion.

مشکلات تیم در طول جلسه منجر به سردرگمی شد.

addressing the balkinesses in the software will improve user experience.

رفع مشکلات نرم‌افزار باعث بهبود تجربه کاربر خواهد شد.

his balkinesses to change made it hard for the team to progress.

تمایل نداشتن او به تغییر باعث شد که پیشرفت تیم دشوار شود.

the balkinesses in the negotiations were frustrating for both parties.

مشکلات در مذاکرات برای هر دو طرف خسته کننده بود.

she often faced balkinesses when trying to implement new ideas.

او اغلب با مشکلاتی در هنگام تلاش برای اجرای ایده‌های جدید مواجه می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید