he was balking at the idea of moving to a new city.
او در برابر ایده نقل مکان به یک شهر جدید مقاومت میکرد.
she started balking when asked to take on more responsibilities.
وقتی از او خواسته شد مسئولیتهای بیشتری را بر عهده بگیرد، شروع به مقاومت کرد.
the horse was balking at the jump, refusing to move forward.
اسب در برابر پریدن مقاومت میکرد و از حرکت به جلو امتناع میکرد.
many employees are balking at the proposed changes to their benefits.
بسیاری از کارمندان در برابر تغییرات پیشنهادی در مزایای خود مقاومت میکنند.
he is balking at the price of the new car.
او در برابر قیمت ماشین جدید مقاومت میکند.
the child was balking at the idea of going to bed early.
کودک در برابر ایده رفتن به رختخواب زود مقاومت میکرد.
she balked at the thought of speaking in public.
او در برابر فکر صحبت کردن در جمع مقاومت کرد.
they were balking at signing the contract without further review.
آنها در برابر امضای قرارداد بدون بررسی بیشتر مقاومت کردند.
he was balking at the idea of taking a long flight.
او در برابر ایده گرفتن یک پرواز طولانی مقاومت میکرد.
she is balking at the commitment involved in starting a new project.
او در برابر تعهدی که در شروع یک پروژه جدید وجود دارد مقاومت میکند.
he was balking at the idea of moving to a new city.
او در برابر ایده نقل مکان به یک شهر جدید مقاومت میکرد.
she started balking when asked to take on more responsibilities.
وقتی از او خواسته شد مسئولیتهای بیشتری را بر عهده بگیرد، شروع به مقاومت کرد.
the horse was balking at the jump, refusing to move forward.
اسب در برابر پریدن مقاومت میکرد و از حرکت به جلو امتناع میکرد.
many employees are balking at the proposed changes to their benefits.
بسیاری از کارمندان در برابر تغییرات پیشنهادی در مزایای خود مقاومت میکنند.
he is balking at the price of the new car.
او در برابر قیمت ماشین جدید مقاومت میکند.
the child was balking at the idea of going to bed early.
کودک در برابر ایده رفتن به رختخواب زود مقاومت میکرد.
she balked at the thought of speaking in public.
او در برابر فکر صحبت کردن در جمع مقاومت کرد.
they were balking at signing the contract without further review.
آنها در برابر امضای قرارداد بدون بررسی بیشتر مقاومت کردند.
he was balking at the idea of taking a long flight.
او در برابر ایده گرفتن یک پرواز طولانی مقاومت میکرد.
she is balking at the commitment involved in starting a new project.
او در برابر تعهدی که در شروع یک پروژه جدید وجود دارد مقاومت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید