ballets

[ایالات متحده]/ˈbælɪts/
[بریتانیا]/ˈbæ-lətz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع باله؛ یک اجرا یا مجموعه‌ای از اجراهای باله

عبارات و ترکیب‌ها

attend the ballets

شرکت در باله‌ها

love watching ballets

عشق به تماشای باله‌ها

the famous ballets

باله‌های مشهور

classic ballets music

موسیقی باله‌های کلاسیک

world-renowned ballets companies

شرکت‌های باله مشهور جهان

جملات نمونه

she loves watching ballets at the theater.

او عاشق تماشای باله‌ها در تئاتر است.

the company is famous for its innovative ballets.

این شرکت به خاطر باله‌های نوآورانه خود مشهور است.

many ballets are based on classic fairy tales.

بسیاری از باله‌ها بر اساس داستان‌های کلاسیک افسانه‌ای هستند.

she has performed in several ballets this season.

او در چندین باله در این فصل به نمایش گذاشته است.

he is training hard to dance in professional ballets.

او سخت تمرین می‌کند تا در باله‌های حرفه‌ای برقصد.

they are rehearsing for the upcoming ballets.

آنها برای باله‌های آینده تمرین می‌کنند.

some ballets require years of practice to master.

برخی از باله‌ها برای تسلط نیاز به سال‌ها تمرین دارند.

the music in ballets often tells a story.

موسیقی در باله‌ها اغلب داستانی را بیان می‌کند.

children enjoy watching colorful ballets.

کودکان از تماشای باله‌های رنگارنگ لذت می‌برند.

she dreams of becoming a principal dancer in ballets.

او رویای تبدیل شدن به یک رقصنده اصلی در باله‌ها را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید