ballgown

[ایالات متحده]/bɔːlɡaʊn/
[بریتانیا]/balˈɡɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لباس رسمی بلند که معمولاً در بال‌ها یا مناسبت‌های ویژه دیگر پوشیده می‌شود.
Word Forms
جمعballgowns

عبارات و ترکیب‌ها

wear a ballgown

پوشیدن یک لباس مجلسی

a stunning ballgown

یک لباس مجلسی خیره‌کننده

ballgown designer

طراح لباس مجلسی

a classic ballgown

یک لباس مجلسی کلاسیک

ballgown silhouette

نگاهی به لباس مجلسی

modern ballgown

لباس مجلسی مدرن

red ballgown

لباس مجلسی قرمز

جملات نمونه

she wore a stunning ballgown to the charity gala.

او یک لباس مجلسی خیره‌کننده به مهمانی خیریه پوشید.

the ballgown was adorned with intricate lace details.

لباس مجلسی با جزئیات گلدوزی پیچیده تزئین شده بود.

every girl dreams of having a beautiful ballgown for prom.

هر دختری رویای داشتن یک لباس مجلسی زیبا برای رقص پایان سال را دارد.

she felt like a princess in her elegant ballgown.

او در لباس مجلسی زیبایش مانند یک شاهزاده خانم احساس می‌کرد.

he complimented her on the color of her ballgown.

او از رنگ لباس مجلسی او تعریف کرد.

the designer showcased a collection of exquisite ballgowns.

طراح مجموعه‌ای از لباس‌های مجلسی نفیس را به نمایش گذاشت.

she had the ballgown custom-made for the occasion.

او لباس مجلسی را به طور خاص برای این مناسبت دوخته بود.

the ballgown flowed gracefully as she danced.

لباس مجلسی با رقص او به طور ظریف جریان داشت.

choosing the right ballgown can be a daunting task.

انتخاب لباس مجلسی مناسب می‌تواند یک کار دشوار باشد.

she accessorized her ballgown with sparkling jewelry.

او لباس مجلسی خود را با جواهرات درخشان تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید