ballpoints

[ایالات متحده]/ˈbɔːlˌpɔɪnts/
[بریتانیا]/ˈbɑːlˌpoɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قلم که از یک توپ چرخان کوچک برای اعمال جوهر بر روی کاغذ استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

cheap ballpoints

خودکار‌های ارزان قیمت

high-quality ballpoints

خودکار‌های با کیفیت بالا

ballpoints are everywhere

خودکارها همه جا هستند

جملات نمونه

she bought a pack of ballpoints for her art class.

او یک بسته خودکار برای کلاس هنر خود خرید.

he prefers to write with ballpoints rather than pencils.

او ترجیح می دهد به جای مداد با خودکار بنویسد.

the ballpoints in the drawer are all out of ink.

تمام خودکارها در کشو بدون جوهر هستند.

she always carries a few ballpoints in her bag.

او همیشه چند خودکار در کیف خود حمل می کند.

ballpoints are great for taking quick notes.

خودکارها برای یادداشت سریع گرفتن عالی هستند.

he gifted her a set of colorful ballpoints.

او یک مجموعه خودکار رنگارنگ به او هدیه داد.

ballpoints can smudge if not allowed to dry properly.

اگر به درستی خشک نشوند، خودکارها ممکن است پخش شوند.

she prefers ballpoints because they are more reliable.

او ترجیح می دهد از خودکار استفاده کند زیرا آنها قابل اعتمادتر هستند.

he collects vintage ballpoints from different eras.

او خودکارهای قدیمی از دوران مختلف جمع آوری می کند.

using ballpoints is a common practice in offices.

استفاده از خودکار یک روش معمول در دفاتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید