ballyhoos about something
تبلیغات در مورد چیزی
ballyhoo and hype
تبلیغات و هیاهو
create a ballyhoo
ایجاد یک تبلیغات
ballyhoo and marketing
تبلیغات و بازاریابی
amidst the ballyhoo
در میان تبلیغات
ballyhoo and spectacle
تبلیغات و تماشایی بودن
the event was filled with ballyhoos and excitement.
این رویداد پر از هیاهو و هیجان بود.
they ballyhooed the new product launch extensively.
آنها راه اندازی محصول جدید را به طور گسترده تبلیغ کردند.
his speech was full of ballyhoos about the company's success.
سخنرانی او مملو از هیاهوها در مورد موفقیت شرکت بود.
the media ballyhooed the celebrity's arrival.
رسانه ها ورود سلبریتی را تبلیغ کردند.
there was a lot of ballyhoos surrounding the festival.
هیاهوی زیادی در اطراف جشنواره وجود داشت.
they ballyhooed their achievements to attract investors.
آنها دستاوردها خود را برای جذب سرمایه گذاران تبلیغ کردند.
the marketing team ballyhooed the campaign on social media.
تیم بازاریابی کمپین را در رسانه های اجتماعی تبلیغ کرد.
his ballyhoos about the trip made everyone eager to join.
هیاهوی او در مورد سفر باعث شد همه مشتاق به پیوستن شوند.
the ballyhoos from the concert drew a massive crowd.
هیاهوی ناشی از کنسرت باعث جذب جمعیت زیادی شد.
despite the ballyhoos, the product did not sell well.
با وجود هیاهوها، محصول به خوبی فروش نرفت.
ballyhoos about something
تبلیغات در مورد چیزی
ballyhoo and hype
تبلیغات و هیاهو
create a ballyhoo
ایجاد یک تبلیغات
ballyhoo and marketing
تبلیغات و بازاریابی
amidst the ballyhoo
در میان تبلیغات
ballyhoo and spectacle
تبلیغات و تماشایی بودن
the event was filled with ballyhoos and excitement.
این رویداد پر از هیاهو و هیجان بود.
they ballyhooed the new product launch extensively.
آنها راه اندازی محصول جدید را به طور گسترده تبلیغ کردند.
his speech was full of ballyhoos about the company's success.
سخنرانی او مملو از هیاهوها در مورد موفقیت شرکت بود.
the media ballyhooed the celebrity's arrival.
رسانه ها ورود سلبریتی را تبلیغ کردند.
there was a lot of ballyhoos surrounding the festival.
هیاهوی زیادی در اطراف جشنواره وجود داشت.
they ballyhooed their achievements to attract investors.
آنها دستاوردها خود را برای جذب سرمایه گذاران تبلیغ کردند.
the marketing team ballyhooed the campaign on social media.
تیم بازاریابی کمپین را در رسانه های اجتماعی تبلیغ کرد.
his ballyhoos about the trip made everyone eager to join.
هیاهوی او در مورد سفر باعث شد همه مشتاق به پیوستن شوند.
the ballyhoos from the concert drew a massive crowd.
هیاهوی ناشی از کنسرت باعث جذب جمعیت زیادی شد.
despite the ballyhoos, the product did not sell well.
با وجود هیاهوها، محصول به خوبی فروش نرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید