banas

[ایالات متحده]//ˈbænəs//
[بریتانیا]//ˈbænəs//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بانا؛ آسمان.

عبارات و ترکیب‌ها

very banas

خیلی باناس

banas person

شخص باناس

banas enough

کافی باناس

truly banas

واقعاً باناس

feeling banas

احساس باناس

banas situation

وضعیت باناس

so banas

اینقدر باناس

banas behavior

رفتار باناس

too banas

خیلی باناس

banas words

کلمات باناس

جملات نمونه

banaspati roamed the ancient forest at night.

بناسپتی در جنگل باستانی در شب گردش می‌کرد.

the legend of banaspati king is still told today.

پرچم بناسپتی پادشاه هنوز امروز گفته می‌شود.

banas is an ancient sanskrit word meaning powerful.

بناس یک کلمه هندی باستانی است که به معنای قدرتمند است.

mountain banas is located in south sumatra.

کوه بناس در جنوب سوماترا قرار دارد.

the old kris is called keris banas.

کریس قدیمی به عنوان کریس بناس خوانده می‌شود.

banaspati appears in many javanese folktales.

بناسپتی در بسیاری از داستان‌های مردمی جاوه ظاهر می‌شود.

people believe banaspati lives in old trees.

مردم باور دارند که بناسپتی در درختان قدیمی زندگی می‌کند.

banaspati can take various forms.

بناسپتی می‌تواند به شکل‌های مختلفی تبدیل شود.

the story of banaspati terrifies children.

داستان بناسپتی کودکان را می‌ترسوند.

ancient texts mention banaspati frequently.

متن‌های باستانی به طور مکرر از بناسپتی یاد می‌کنند.

banaspati is often depicted with fiery eyes.

بناسپتی معمولاً با چشمان آتشین نمایش داده می‌شود.

the banaspati queen appears in dreams.

خانم بناسپتی در رویا ظاهر می‌شود.

local villagers fear banaspati deeply.

کشاورزان محلی به شدت از بناسپتی می‌ترسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید