banda

[ایالات متحده]/'bɑ:ndə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه؛ باند (موسیقی رقص مکزیکی)

جملات نمونه

Nutmeg is the kernel of the fruit of the Myristica fragrans, grown in Banda Islands.

Nutmeg هسته میوه درخت Myristica fragrans است که در جزایر Banda کشت می‌شود.

to play in a banda

برای نواختن در یک باند

to be a member of a banda

برای عضویت در یک باند

to form a banda

برای تشکیل یک باند

to attend a banda concert

برای شرکت در کنسرت یک باند

to listen to banda music

برای گوش دادن به موسیقی باند

to support a local banda

برای حمایت از یک باند محلی

to book a banda for a party

برای رزرو یک باند برای یک مهمانی

to dance to banda music

برای رقصیدن با موسیقی باند

to watch a banda performance

برای تماشای اجرای یک باند

to sing along with a banda

برای همراهی با یک باند در آواز

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید